دانلود رمان لام مثل لجبازی به قلم roshanaaa با لینک مستقیم
رمان لام مثل لجبازی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: کلکلی، طنز، همخونه ای
نویسنده رمان: roshanaaa
تعداد صفحات: 150
خلاصه رمان: نفس دختری شیطون زبون دراز هست که با پسر عموش که ساکن اصفهان هست سرلج داره!…داستان از جایی شروع میشه که آرشام برای ادامه تحصیل از اصفهان به تهران میاد و پدر نفس به اون اجازه نمیده که آرشام خوابگاه بره! این میشه که آرشام وارد خونه نفس میشه و این…
قسمتی از متن رمان لام مثل لجبازی
اینو که گفتم پتو رو کشید رو خودش و گفت… آهان….خب برو بذار بخوابم…دوباره چشماش رو بست…نگاهم به ساعت افتاد…یه ربعه 8 بود!…بدبخت شدم گفتم: آرشــــــــام من دیرم شده! چشماش رو باز کرد….گفت: خواهش کن! نگاه خیره مو ازش گرفتم….چیکار کنم!؟…خواهش کنم؟!…از تو؟!…فک کن یه درصد! گفتم: برو بابا… چشماشو بست و گفت: باشه ولی یادت نره داره دیرت میشه! ای خدا حالا چه غلطی کنم؟!….گفتم:
خیلی خب….من…من خواهش میکنم بیا منو برسون دانشگاه! اینو که گفتمو یهو از جاش پرید و گفت: مرسی بیدارم کردی خودم بیرون کار داشتم! اینو گفت و از اتاق بیرون رفت….با بهت سرجام موندم….پس این میخواست من از ش خواهش کنم!….ای آرشام یه بلایی سرت بیارم! ….باشه! دیدم وقتم داره از دست میره! فعلا وقت خط و نشون کشیدن نیست دیگه فرصت موندن ندادمو مثل جت پریدم تو اتاق….برای اولین بار به تیپم اهمیت ندادمو هرچی دستم رسید
پوشیدم…. کیفمو سر شونم گذاشتمو از اتاق زدم بیرون ….آرشام توی آشپزخونه بود و داشت چایی میخورد!!چاییش رو که خورد گفت: زن عمو من ماشین عمو رو ببرم اشکال نداره؟!… مامان لبخندی زد و گفت: نه پسرم…..این چه حرفیه؟ سوییچ رو جاکفشیه… تک سرفه ای کردمو گفتم: من آماده ام! آرشام نگاهی بهم انداخت و گفت: باشه بریم… جلوی دانشگاه ایستاد…کیفمو روی شونم گذاشتمو گفتم:
دانلود رایگان رمان لام مثل لجبازی اثر Roshanaaa
دانلود رمان لام مثل لجبازی 2.74 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت