دانلود رمان فقط من فقط تو به قلم آرام رضایی با لینک مستقیم
دانلود رمان فقط من فقط تو نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، طنز، کلکلی
نویسنده رمان: آرام رضایی
تعداد صفحات: 188
خلاصه رمان: ماجرای یه دختر و پسر که با هم تو یه بوتیک کار می کنن یه پسر پولدار و مغرور با یه دختر عادی از یه خونواده ی عادی ولی زبونی دراز … پایان خوش
قسمتی از متن رمان فقط من فقط تو
از قایق جا مونده بودیم دیگه غصه خوردن فایده نداشت . به شیدا کمک کردم که از جاش بلند شه و بعدم از ساحل اومدیم بیرون . چشمم خورد به یه لباس فروشی ، هنوز دستم زیر دست شیدا بود چون تنهایی نمی تونست راه بره . رفتم سمت لباس فروشی و شیدا رو هم دنبال خودم کشوندم . رفتیم داخل مغازه . شیدا با اعتراض بهم نگاه کرد و گفت : اینجا چرا اومدیم ؟؟؟؟ شیدا رو بردم سمت اتاق پرو و همون جور که می فرستادمش تو گفتم : برو تو تا برات یه لباس بگیرم .
با این شلوار پاره که نمی تونی راه بری . همه لباس هاتم که خیسه . شیدا رو فرستادم تو و در و بستم ، رفتم سراغ لباسها ، یه تاپ قهوه ای آستین کوتاه گرفتم که جنس لطیفی داشت . با یه دامن سفید بلند که کمر می خورد و پایین دامن حاشیه قشنگی داشت به رنگ های قهوه ای و سبز ، کمر دامنم دو تا روبان قهوه ای و سبز داشت که جلوی دامن سمت چپش گره کوچیکی خورده بود . یه ژاکت سفیدم گرفتم که اگه سردش شد بپوشه . رفتم دم اتاق پرو و در زدنم ، در و باز کرد .
لباس ها رو بهش دادم و گفتم بپوشه . یه چند دقیقه بعد در اتاق باز شد و شیدا اومد بیرون . لباس ها فيت تنش بود و خیلی بهش میومد . خیلی خوشگل شده بود . جوری که دوست داشتم همه اش نگاهش کنم . مخصوصا ” با اون موهای بازش که دورش ریخته بود و به خاطر خیسی یکم موج دار شده بود .رفتتم لباس های خیسشو از دستش گرفتم و بردم دادم به فروشنده گذاشت توی نایلون و پول لباس ها رو حساب کردم .برگشتم زیرشو گرفتم و اومدیم بیرون .
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.