دانلود رمان روح نیمه شب به قلم کریستین اشلی با لینک مستقیم
دانلود رمان روح نیمه شب نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه،تخیلی
نویسنده رمان: کریستین اشلی
تعداد صفحات: 2211
خلاصه رمان: نوکتورنو هاثورن که یک پلیس مخفی است، برخلاف میلش خودش را در محاصرهی جادو، هرج و مرج و دنیاهای موازی میبیند. با زنی فوقالعاده دیدار میکند ولی دیگر کار از کار گذشته بود و سرنوشت زن با دوقلوی نوکتورنو در دنیای دیگر گره خورده بود.انگار اوضاع واقعاً خیلی هم توی آن دنیا خوب نبود.نوک برای نجات آن دنیا به کار گرفته میشود.ولی حتی فکرش را هم نمیکند که عشق مقدر شدهاش ساکن آن دنیا باشد.
فرانکا درکار نقابی به صورتش دارد. نقابی که برای محافظت از خودش هیچگاه آن را در دنیای پر از شرارت، توطئه و خطر برنمیدارد.وقتی فرانکا با نوکتورنو روبهرو میشود و نوک رازهایش را میفهمد و متقاعد میشود که یک روح نیمهشب در وجودش دارد که توانسته خودش را از پیوند خوردن با مردها محافظت کند و در برابر محبت و محافظت نوک مقاومت میکرد.وقتی فرانکا در سایهی با نوک دیدار میکند، نقابش از چهره میافتد و نوک میفهمد که خودش است. خود خودش است و باید ….
قسمتی از متن رمان روح نیمه شب
همینطور که از راهرو میگذشتیم ، پیش از اینکه مجدد به پشت سر فری و فینی چشم بدوزم ، چند لحظه ای با کنجکاوی به مرد نگاه کردم . وقتی به سلول پدر و مادرم نزدیک میشدیم هشداری گفتم و فری هم بود که این هشدار را به من داد . برگشت و از روی شانه اش به من نگاه کرد . چانه ام را بالا گرفتم و گوشه ی لب های او هم بالا رفت . سر برگرداند و به سمت راستش نگاه کرد . من هم به سمت راست نگاه کردم . نوک من را کشید و به خودش نزدیکتر کرد .
مادرم توی آن سلول دراز کشیده بود ، شکوهش را از دست داده بود . دیگر یک پیراهن زیبا از جنس پشم بره ی لطیف ، آنغوره یا کشمیر بدن هنوز جوانش را در حصار خود نگرفته بود . حالا یک پیراهن بلند کرباسی زمخت با آستین های بلند به تن داشت که کمرش با چیزی شبیه به طناب بسته شده بود . مشخص بود که جوراب هایش ضخیم و زبر بودند و پوتین هایی چرمی بلندی بهم به پا داشت .
همینطور که از راهرو می گذشتیم ، پیش از اینکه مجدد به پشت سر فری و فینی چشم بدوزم ، چند لحظهای با کنجکاوی به مرد نگاه کردم . وقتی به سلول پدر و مادرم نزدیک می شدیم هشداری گفتم و فری هم بود که این هشدار را به من داد . برگشت و از روی شان هاش به من نگاه کرد . چانه ام را بالا گرفتم و گوشه ی لب های او هم بالا رفت . سر برگرداند و به سمت راستش نگاه کرد . من هم به سمت راست نگاه کردم . نوک من را کشید و به خودش نزدیکتر کرد .
دانلود رایگان رمان روح نیمه شب اثر کریستین اشلی
دانلود رمان روح نیمه شب 6.75 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت