دانلود رمان فرسوده از REBECCA JENSHAK با لینک مستقیم
رمان فرسوده نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، بزرگسال، خارجی
نویسنده رمان: REBECCA JENSHAK
تعداد صفحات: 526
خلاصه رمان: من جون کندم که خودمو دوباره بالا بکشم ولی سالهایی که نبودم و درگیر مراقبت از برادرام بودم دیگه هیچ وقت برنمیگرده. ذهنمو از لینک و هر چیز دیگه خالی میکنم. این لحظهست. آخرین مسابقهی فصل موتور کراس. تو مسابقهی اول امروز دوم شدم پس باید این یکی رو اول تموم کنم تا قهرمان بشم. من باید ببرم …
قسمتی از متن رمان فرسوده
“ایوری” صدای غرش موتور سکوت شب رو میشکافه همون لحظه که کوین دستش رو از پنجرهی سمت شاگرد برانکوم میبره بیرون و به یه جای خالی توی پارکینگ محوطهی نمایشگاه اشاره میکنه میگه: «اونجا.» فرمون رو میچرخونم و سمت جای پارک میرم. «فکر میکردم گفتی این به برنامه کوچیکه؟» شونه بالا میاندازه و با لبخند میگه «عشقم آدم مهمیه.» یه برق مشکی و نقرهای گوشهی چشمم باعث میشه محکم ترمز بگیرم. جیغ کوتاهی میزنم وقتی موتور درست جلوی من میایسته. کاملاً نو و براقه، زیر نورها برق میزنه. راننده از سر تا پا مشکی پوشیده، درست مثل موتور خودش. تنها قسمتی از پوستش که پیداست زانوشه که از پارهی شلوار جینش بیرونه. نمیتونم چشمهاش رو از پشت شیشهی دودی کلاه کاسکتش ببینم
ولی با این حال یه لرزش توی ستون فقراتم میدوه وقتی توی یه نگاه طولانی و سنگین باهم گره میخوریم. زیر لب غر میزنم «بی ادب» و با کف دستم روی بالای فرمون میزنم. اون گاز میده و بین ردیف ماشینها ناپدید میشه. وقتی ماشین رو پارک میکنم کوین منو به سمت محل برنامه میبره. استادیوم روباز با سکوهایی در دو طرف پیست. اینجا شلوغه. خانوادههایی با بچههای کوچیک که گوشی صداگیر روی گوش دارن، چند تا زوج، کنار فنسهایی که جمعیت رو از پیست جدا میکنه، چندین موتور در گروه های مختلف پارک شدن و صاحبانشون ایستادن و مشغول تماشای اجرا هستن. وسط پیست یه رمپ بزرگ نصب شده و دور و برش رمپهای کوچیکتر با اندازههای مختلف. موتور سوارها نوبتی از رمپ اصلی بالا میرن و حرکات نمایشی میزنن.
وارونه میشن، وسط هوا پیچ میخورن، در حالی که فقط با پاهاشون به صندلی یا فرمان آویزونن و پاهاشون رو به طرفین یا بالاي سرشون پرت میکنن، و بعد درست چند ثانیه قبل از فرود دوباره میشینن. وقتی دنبال کوین به سمت قسمت انتهایی سکوها میرم، میپرسم: «دیر کردیم؟» میگه: «نه تازه دارن گرم میکنن » و این رو طوري داد میزنه که صداي غرش موتورها رو رد کنه. وقتی به یه گروه بزرگ دیگه کنار فنس میرسیم، چند نگاه بهم میافته. باز هم یه مشت پسر با موتورهاشون و دخترهایی که دورشون جمع شدن. همهي دخترها یا شلوارک کوتاه پوشیدن یا جین تنگ، و تقریباً همشون مشکی. من لباسهایی که کوین پیشنهاد داده بود رو کنار گذاشتم و یکی از لباسهاي خودم رو پوشیدم …
دانلود رایگان رمان فرسوده اثر REBECCA JENSHAK
دانلود رمان فرسوده 2.66 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایتآهنگ های پیشنهادی برای شما
نظرات بسته شده اند