ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان نزدیک مثل نفس از زینب علی پور با لینک مستقیم

رمان نزدیک مثل نفس نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، پلیسی، جنایی، بزرگسال

نویسنده رمان: زینب علی پور

تعداد صفحات: 4260

خلاصه رمان: مأموریت مخفی جهان به بن‌بست می‌رسد وقتی هویتش فاش شده و به اسارت خسرو درمی‌آید. همزمان، آیلین ۱۸ ساله، دختر سرهنگ جلیلی نیز ربوده می‌شود. خسرو که کینه‌ای دیرینه از سرهنگ دارد، با وادار کردن جهان به دست درازی به آیلین، نقشه‌ای شوم برای انتقام می‌کشد. این رویداد ویرانگر، روابط بین جهان، آیلین و سرهنگ را برای همیشه دگرگون می‌کند …

قسمتی از متن رمان نزدیک مثل نفس

“آیلین” دستمال رو محکم تر زیر چشمم کشیدم انگار با خودم لج کرده بودم. در باز بود، صدای آروم حرف زدن مامان و آیدا می‌اومد اما نه آنقدر واضح که متوجه بشم چی میگن. خودم رو کمی عقب کشیدم و به تاج تخت تکیه دادم. مامان با اومدن خواستگارها مخالف بود کلا با ازدواج من توی این سن مخالف بود حق داشت.كاش من هم می‌تونستم حرف دلم رو محکم بزنم كاش… در نیمه باز تا انتها باز شد و آیدا لبخند به لب داخل شد. آیدا – چرا اینجا نشستی؟ بیا بریم پیش مامان. پاهام رو توی شکمم جمع کردم و دستام رو حلقه کردم دورشون. -همینجا خوبه. آیدا: بهتر نیست به جای زانوی غم بغل کردن و آبغوره گرفتن خودت بیای با مامان حرف بزنی؟ -چی بگم بهش بگم دلم شوهر کردن می‌خواد؟

صندلی میز تحریر رو عقب کشید و رو به من نشست. آیدا – نخیر اینجوری نمی‌خواد بگی ولی می‌تونی یکم مودبانه بگی از خواستگارت خوشت میاد و دوست داری قبول کنی. -چه فرقی می‌کنه… اینم همون معنی رو میده. نفس عمیقی گرفت. -با اینجا نشستن و گریه کردن چیزی درست نمی‌شه آيلين… قبول دارم توی شرایط افتضاحی هستی اما می‌تونست خیلی بدتر از این باشه یکم خودت و جمع و جور کن مامان کم کم داره شک می‌کنه همش می‌پرسه آیلین چشه چند روزه روبه راه نیست…. پاشو یه آبی به دست و صورتت بزن تا بریم پیشش. موهای پخش شدم و به هم ریخته‌ام رو جمع کرده و با کش بستم. اصلا حوصله‌ی بیرون رفتن از اتاق رو نداشتم این روزا دلم فقط به گوشه ساکت و دنج می‌خواست. -باهاش حرف زدی؟ آیدا – زدم.

-خوب؟ بلند شد و کنارم روی تخت نشست. آیدا – یکم با اختلاف سنتون مشکل داره… خوب حق هم داره کاش خودت میومدی و یکم باهاش صحبت می‌کردی اینجوری زودتر راضی می‌شه. -نمی‌تونم آیدا نمی‌تونم تظاهر کنم همه چی خوبه…. بغض اجازه حرف زدن نمی‌داد. اشکایی که از چشمام می‌چکید رو با دستمال پاک کردم و نفسی گرفتم. -چرا بابا همچین کاری می‌کنه؟ اصلا من تا آخر عمرم ازدواج نمی‌کنم تا آبروش نره چرا می‌خواد منو به زور شوهر بده، مگه تقصیر من بود که… اصلا من از اون آقا می‌ترسم، قیافه‌اش ترسناکه… یه جوریه. -هیشششش، بسه دیگه این چند روزه خودتو کشتی آنقدر گریه کردی… در ضمن تا حالا شده بابا یه کاری به ضرر ما انجام بده؟ تا حالا شده بد مارو بخواد؟ اونم تو که ته تغاری و عزیز کردشی؟

رمان نزدیک مثل نفس
نویسنده : زینب علی پور
ژانر : عاشقانه، پلیسی، جنایی، بزرگسال
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 4260

دانلود رایگان رمان نزدیک مثل نفس اثر زینب علی پور

دانلود رمان نزدیک مثل نفس 6.2 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

نظرات بسته شده اند