دانلود رمان دلبر بلاگردان به قلم آیلار مومنی با لینک مستقیم
دانلود رمان دلبر بلاگردان نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، جنایی، غمگین
نویسنده رمان: آیلار مومنی
تعداد صفحات: 1428
خلاصه رمان: رزا که در مرکز نگهداری کودکان سندرومی کار میکند، طی اتفاقاتی وارد کاخ مخوف خانواده حکمت می شود. همتا دوست رزا با دانیال، پسر خانواده حکمت نامزد میکند، اما شب عروسی در زیر زمین گیر میکند و زیرزمین منفجر میشود. این انفجار آغازگر روزهای تنهایی رزای قصه است و آن بمبی بود که در عمق قلب رزا منفجر شد. همین بود که عشق را شروع کرد. اما پایان آن در دست کسی جز رزا نیست.
قسمتی از متن رمان دلبر بلاگردان
خیلی دیرم شده بود و خواب مونده بودم. بدو بدو لباس فرم رو تنم کردم و موهام رو رها کردم . موهام رو میتونستم توی ماشین درست کنم. از در خونه بیرون می رفتم که گفتم : خداحافظ مامان ، من رفتم . بابا سریع صدام کرد : رزا … وایستا … کی برمیگردی ؟! ساعت چند ؟ساعت سه ظهر چطور ؟ خودم با حسام میام دنبالت تا اونجا رو ببینم . چشم فعلاً نمیتونستم بیشتر از این ، وقت تلف کنم .
کفشهام رو توی راهرو پام کردم و پاپیون لباس فرمم رو جلوی آسانسور مرتب کردم. لباس فرمم هر هفته تغییر میکرد ، این هفته پیرهنم زرد خردلی با دامن سبز پست های بود که راسته تا زیر زانوم کشیده بودمش. انتخاب کفش و کیف با خودم بود ولی پاپیون توی لباس فرم، همیشگی بود؛ همیشه شال قرمزی بود که پاپیون میشد. به ماشین دویدم و تا نشستم به راننده گفتم که سریعتر بره تا زودتر برسم .
آینه رو به مانیتور پشت صندلی، وصل کردم و موهام رو گوجه ای بالای سرم بستم ، آرایش مختصری کردم . وارد ساختمون که شدم صدای گیتار میومد . لبخندی زدم و به همون سمت حرکت کردم ، ته یکی از راهروها که نشیمن بود چند تا مرد و زن نشسته بودن و بعضی از پیرزن ها و پیر مردهای خوش ذوق کنارشون بودن و داشتن گیتار میزدند ، میخوندن و فیلم می گرفتن . درحال تماشاشون بودم که دست ی روی شونم قرار گرفت. برگشتم و رییس رو دیدم؛ آقای دکتر کمال بوشکون …
دانلود رایگان رمان دلبر بلاگردان اثر آیلار مومنی
دانلود رمان دلبر بلاگردان 6.71 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت