دانلود رمان طلوع عشق به قلم سحر خلیلی با لینک مستقیم
دانلود رمان طلوع عشق نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه_کلکلی
نویسنده رمان: سحر خلیلی
تعداد صفحات: 40
خلاصه رمان: صنم رادمنش تک دختر خانواده رادمنش و دانشجوی رشته معماری تو دانشگاه با یه پسر مغرور به نام شروین همکلاسه صنم و شروین توی همه چی با هم کل میندازن تا اینکه سر یه موضوعی بهم نزدیک میشن و…
قسمتی از متن رمان طلوع عشق
یکی زدم تو سرش ، با شوخی و خنده رفتیم تو کلاس . پارسا خیلی به آنید نگاه کرد تا جوابشو بفهمه ولی آنید خودشو لو نداد . نشستیم که چشمم خورد به پرهام که داشت نگام میکرد. چنان اخمی بهم کرد که نزدیک بود ابروهاش بره تو چشماش . آه آه پسره زشت آب دوغ خیار ( خخخ ) . استاد وارد کلاس شد و شروین پشت سرش . به به آقا چه خوشکل شده . اتی شرت آبی جذب و شلوار جین آبی تنگ پوشیده ، موهاشم نصفشو ریخته تو صورتش .
اومد و کنار پارسا و احسان نشست. صدای یکی از دخترای کلاس به نام ملیکا که عادت داره برای همه پسرای کلاس خودشیرینی میکنه شنیدم که به دوستش نسترن گفت: آخ چقدر شروین جون خوشگل شده ، به شروین نگاه کردم که با خشم و نفرت به ملیکا نگاه میکرد . ای ول شری گودزیلا . بعد از کلاس با آنید بلند شدیم بریم که صبا اومد تو کلاس ، زدم به آنید و اشاره ای به صبا کردم . سلام آنید جونم . تا تونست صورت آنید رو تف مالی کرد . سلام صبا ، خوبی ؟ نه زیاد ، چرا نیومدی پیشم ؟ نمیدونستم کلاس داری. به صنم گفتم بهت بگه که .
آنید متعجب به من نگاه کرد و من بی تفاوت شونه ای بالا انداختم و گفتم: یادم رفت…صبا محکم زد تخت دلم و گفت : بیخود کردی دختره بی شعووور . از حرکتش حسابی عصبی شدم و سیلی محکمی به صورتش زدم و گفتم : آنید بیا بریم صنم تو برو من نمیام . یا همین الآن میای یا دیگه دوستی به نام صنم نداری . صنم تو برو من کنار صبا می مونم . از جواب آنید مغزم هنگ کرد ، خیلییی بهم بر خورد . کیفم رو برداشتم ، پوزخندی به آنید زدم ، سرمو از روی تاسف تکون دادم و از کلاس خارج شدم…
دانلود رایگان رمان طلوع عشق اثر سحر خلیلی
دانلود رمان طلوع عشق 0.86 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت