دانلود رمان بنویس تا اتفاق بیفتد به قلم هنریت کلاوسر با لینک مستقیم
دانلود رمان بنویس تا اتفاق بیفتد نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: روانشناسی
نویسنده رمان: هنریت_کلاوسر
تعداد صفحات: 345
خلاصه رمان: کتاب «بنویس تا اتفاق بیافتند» نوشتهی «هنریت کلاوسر» ترجمهی «جهان قطب شاهی» و «ندا رشیدی» است. ایده این کتاب ساده به نظر میرسد شما برای اینکه بتوانید رویاها ،اهداف و آرزوهای خودتان را به واقعیت تبدیل کنید قبل از هر چیز باید آنها را بر روی کاغذ بی آفرینید، یعنی باید خیلی ساده درباره آنها بنویسید. در توضیحات پشت جلد کتاب آمده است: «اگر سررشتهی امور زندگیتان را به دست بگیرید و آنها را اداره کنید میتوانید به رویاهایتان جامهی عمل بپوشانید. با نوشتن، حوادث اتفاق میافتند، دکتر هنریت آن کلاوسر به شما چگونگی آن را آموزش میدهد و خاطر نشان میکند، نوشتن هدفها به شما کمک خواهد کرد به خواستههایتان برسید.
شما در این کتاب داستانهایی در مورد مردم عادی میخوانید که معجزات بزرگ و کوچکی در زندگی خود دیدهاند، کسانی که نوشتن آرزوها در زندگیشان نقش اساسی بازی کرده و رویاهای آنها را تبدیل به حقیقت کرده است. راهنماییهای همه جانبهی دکتر کلاوسر و تمرینات بسیار آسانی که ارائه داده است مطمئنا حس خلاقیت و اعتماد به نفس شما را افزایش داده و بلیshareو موفقیت را در دستان شما قرار خواهد داد.» این کتاب را انتشارات «کتیبه پارسی» منتشر کرده است
قسمتی از متن رمان بنویس تا اتفاق بیفتد
دور راستش را بخواهید جرأت دفن کردن آن را نداشتم . آیا ایرادی ندارد آن پارچه بپیچم یا آن را درون یک کیسه پلاستیکی بگذارم ؟ خاک ریختن روی آن کار خیلی زمختی بنظر می رسید ، اما شاید تماس با خاک لازم بود . آیا باید مجسمه را قبل از دفن کردن آن تبرک کنم یا بعد از بیرون آوردن آن ، یا اصلا نیازی به این کار هست ؟ اگنس گفت « بینید ، اگر دوست ندارید این کار را بکنید اصلا نیازی به دفن کردن مجسمه نیست .
سنت جوزف قديس حامی خانواده ها و خانه هاست . اگر از او تقاضای کمک کنید درخواست شما را رد نمی کند . دفن کردن او نیست که باعث می شود به کمک تان بیاید بلکه تقاضا کردن از سنت جوزف و مطمئن بودن از کمک اوست که اهمیت دارد . » از حرفی که اگنس سعی می کرد به من بگوید خوشم آمد . یک مجسمه کوچک پولیمری از سنت جوزف را روی یک قفسه شیشه ای در ورودی خانه و در کنار تابلویی سه لته ای از مدونا و مجسمه الهه کو آن بین که سه نسل در خانواده ما بوده قرار دادم .
در قفسه زیر آن مجسمه کوچکی از سلکیت ، که نگهبان معبد شاه توت بود ، قرار داشت . روز یکشنبه را برای بازدید خریداران تعیین کردم . بنگاه دار تابلوی « فروشی » را در محوطه چمن نصب کرد . قرار بود بازدید مقدماتی روز پنجشنبه انجام شود . فکر آن مرا به وحشت می انداخت . می خواهم ، هرچند که غیرممکن بنظر می رسید . می خواستم خانه ام فورا به فروش برسد ، بدون اینکه آن را برای فروش بگذارم . چهارشنبه صبح بود که مجسمه سنت جوزف را روی قفسه قرار دادم می داند و بعد دخترم کاترین را نزد متخصص ارتودونسی بردم .
دانلود رایگان رمان بنویس تا اتفاق بیفتد اثر هنریت کلاوسر
دانلود رمان بنویس تا اتفاق بیفتد 31.77 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت