ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان دانشجوی دلبر من به قلم محدثه با لینک مستقیم

رمان دانشجوی دلبر من نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه_ همخونه_ای _کلکلی _ طنز
نویسنده رمان: محدثه
تعداد صفحات: 1500

دانلود رمان دانشجوی دلبر من

خلاصه رمان: در اتاق یدفعه باز شد و حلما با چند دست لباس وارد اتاق شد من: چته تو! حلما: ایسان بیا کمک کن …چی بپوشم پشت بند حرفش لباس هاشو رو تخت پرت کرد و دست به کمر وایساد…از رو تخت بلند شدم و نگاهی به لباس هاش کردم مانتو عبایی زردش و با شلوار کتان مشکیش و برداشتم و جلوش گرفتم و گفتم من :اینارو بگیر بپوش از دستم لباسارو گرفت و”ممنونی”زیر لب گفته

قسمتی از متن رمان دانشجوی دلبر من

دستش و بالا اورد و با انگشت شصتش شروع به چک کردن گونه ام کرد…تو شوک بودم و نمی تونستم عکس العمل نشون بدم…مهرداد: تو باید باهام بیای با این حرفش به خودم اومدم اون چی گفت؟؟؟؟ گفت ک باهاش برم؟؟؟؟اخم کردم و دستش و پس زدم و با اعصبانیت گفتم:مهرداد:کثافط تو چی درباره من فکر کردی؟؟؟هااا؟؟؟فک کردی من از اون دخترام ک سریع پا بدم؟؟؟ن اقا من همچین ادمی نیسم اونقد تند تند حرف میزدم ک نفس کم اورده بودم…

من: ببین گوشات و خوب باز کن من نمیزارم حلما هم مثل دخترای دیگع بدبخت شه بعد گفتن این حرف دستام و مشت کردم و بدون توجه به قیافه بهت زده اش اونجارو ترک کردم…حالم خیلی بد بود…منظورش این بود ک بیایم حلما رو دور بزنیم و فرار کنیم…هوفففف…من این موضوع رو چطور به حلما بگم…باز نگه ک دارم حسودی میکنم یا چشمم مهراد و گرفته حتی فکر کردن به اینا هم برام عذاب اوره …فقط تو دلم دعا میکردم ک حلما بتونه با این قضیه کنار بیاد…

چشمم به حلما خورد ک داشت به این سمت می اومد…قدمام و بلند تر کردم و وقتی به حلما رسیدم اجازه حرف زدن ندادم و مچ دستش و گرفتم و همینطور ک با خودم میکشوندمش گفتم: من:الان هیچی نگو فقط باید بریم حلما با نگرانی گفت: حلما:ایسان چیشده چرا رنگت پریده من:حلما خفه شو سمت ماشین کشوندمش و سوئیچ و از داخل جیب مانتوم دراوردم مچ دست حلما رو ول کردم و ماشین و دور زدم و سوار ماشین شدم حلما هم در سمت شاگرد و باز کرد و نشست …سرم و رو فرمون ماشین گزاشتم و سعی کردم اروم باشم اما نمی تونستم حرفای اون پسره همش تو سرم اکو میشد
“تو باید باهام بیای”

رمان دانشجوی دلبر من
نویسنده : محدثه
ژانر : عاشقانه، طنز، کلکلی، همخونه ای
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 1500

دانلود رایگان رمان دانشجوی دلبر من اثر محدثه

دانلود رمان دانشجوی دلبر من 9.49 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in