دانلود رمان خدمتکار به قلم مریم.ا با لینک مستقیم
رمان خدمتکار نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: مریم.ا
تعداد صفحات: 445
خلاصه رمان: در خانواده ی بزرگ و ثروتمند رشیدی دختری به دنیا می آید…دختری با چشمان سرخ…وحشتی همه خانواده را فرا می گیرد…همهمه ای بر پا می شود او را دختر شیطان میدانند خانواده اش او را از خود دور میکنند و به زنی در روستایی دور افتاده می سپارند تا او را بزرگ کند
آیا او واقعا دختر شیطان است؟ چه آینده ای در انتظار اوست؟
قسمتی از متن رمان خدمتکار
به دور و ورم نگاه کردم . پر از درخت های زیبا و بلند . به سمت درختی رفتم و سرم رو بالا گرفتم تا میوه اش رو ببینم . تو این چند روز غذامون شده بود میوه ، از درخت بالا پریدم و میوه ای چیدم . روی شاخه ی درخت نشستم و مشغول خوردن میوای که حتی اسمش هم نمی دونستم شدم . طعم خوشمزه و تابش باعث شد به چیز دیگه فکر نکنم و میوه رومهمون شکمم کنم . بعد از این که سیر شدم از درخت پایین پریدم .
برای من اینجا خیلی هم بد نبود ، دوستش داشتم . ولی لیام که به خدمه و پادشاهی عادت داشت نمی تونست اینجا رو تحمل کنه . به دور و ورم نگاه کردم و مسیری رو انتخاب کردم و راه افتادم . نمی دونم چه قدر راه رفتم تا به جوی باریک آبی رسیدم . آب زلالی توی جوی آب با صدای دلنشینی حرکت می کرد مسیر جوی آب که کف اون با سنگ های صیقلی زیبای بزرگی پوشیده شده بود رو پیش گرفتم . آب با سرعت حرکت می کرد انگار عجله داشت به جایی برسد .
سرعتم رو بیشتر کردم . انتهای جوی آب به دریاچه ای بزرگ می رسید . کنار دریاچه ایستادم و دستی به آب زدم . که صدای گریه ای تو گوشم پیچید . دنبال صدا رو گرفتم و آهسته حرکت کردم تا صدایی ایجاد نکنم . کمی که جلوتر رفتم متوجه شدم صدا از پشت سنگ بزرگی که کنار دریاچه بود می اومد . نتونستم جلوی کنجکاویم رو بگیرم . به خصوص که صدای گریه اش دلم رو رنجونده بود . دور زدم و خودم رو به طرف دیگه ی سنگ رسوندم .
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.