دانلود رمان حفاظت عاشقانه به قلم شهلا خودی زاده با لینک مستقیم
رمان حفاظت عاشقانه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه_اجتماعی
نویسنده رمان: شهلا خودی زاده
تعداد صفحات: 1130
خلاصه رمان: دنیز دختری زیبا و جسور و متولد شهر استانبول ترکیه است … و قراره با دنیز یه داستان پر ماجرا داشته باشیم … یه داستان متفاوت و شیرین …یه ماجرای عاشقانه… عشق کاوه و دنیز..!
قسمتی از متن رمان حفاظت عاشقانه
با عجله موهایم را شانه کردم و از همان بالای پله ها گفتم : بابا من بعد از کلاس میام کافه . صدایش بلافاصله رسید : نمی خواد بابا ذاتا اون موقع کاری برای تو نیست . از خدا خواسته گفتم : اکی بابا . پس شاید با فرهان بریم بیرون . باشه دختر . با شیطنت لب گزیدم . پیراهن جدیدی را که همین دیروز از بازار خریده بودم به تن کردم و مقابل آینه ایستادم . چهارخانه سفید و صورتی بود که به پوست روشنم می آمد . جلو دکمه دار بود و یقه انگلیسی و از کمر دامنی کلوش داشت و تا روی زانوانم بود .
یک کمربند مشکی می خورد که روی آن رنگ صورتی حسابی خودنمایی می کرد . بابا همیشه می گوید هر چه قدر پول بدهی همان قدر اش می خوری .بی اختیار یاد نسلیهان افتادم خیلی وقت بود به او سر نزده بودم این جور مواقع او اولین کسی بود که پیراهنم را می دید اما از وقتی فرهان وارد زندگی ام شده بود تقریبا همه ی دور و بری هایم کمرنگ شده بودند . حالا دلم می خواست اولین نفری که مرا در آن پیراهن می بیند فرهان باشد .
چشمان نافذ و جسورش را به شدت دوست داشتم . لب گزیدم و تندی گوشی ام را برداشتم و تماس را برقرار کردم . صدایش ملایم و گرم در گوشم پیچید : جانم چشم آبی ؟ با شیطنت گفتم : یه کارتونی بود که یه خرگوش داشت بهش می گفتن گوش مروارید حالا وقتی این جوری صدام می کنی یاد اون می افتم . مگه نشنیدی ابراهیم می خونه ماوی ماوی ماس ماوی گوزلری منجوق ماوی بی گوردیم عاشیق اولدم بو گلن کیمین یاری ؟
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.