دانلود رمان برای من بمان به قلم ملیکا شاهرودی با لینک مستقیم
رمان برای من بمان نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اربابی، بزرگسال
نویسنده رمان: ملیکا شاهرودی
تعداد صفحات: 385
خلاصه رمان: پاییز دختری درد دیده که پدرش اونو مقصر مرگ مادرش میدونه دست روزگار میچرخه درست زمانی که فکر میکنه داره خوشبخت میشه توسط افرادی ناشناس دزدیده میشه الیاس پسری مغرور یک دنده و دورگه به دنبال کتابی اجدادی هست که ادعا میکنه دست پاییزه ولی وقتی میبینتش یه دل نه صد دل عاشقش میشه برای
قسمتی از متن رمان برای من بمان
گلی…هههههعععع خاک به چونم بفرمایید داخل باهم به سمت سالن کوچیکشون رفتیم و نشستیم کمتر از چند دقیقه جلوم پر از غذاهای محلی شد…گلی:بفرمایید بشینید…با خجالت رفتم سر سفره رستم:خانوم علی کجاست گلی:والا چی بگم اقا بچم رفته سرکار هنوز برنگشته انقدر گشنم بود که نفهمیدم چطور خوردم بعد سه روز گشنگی خیلی بهم چسبید
باید به سهیل زنگ میزدم مطمئنم خیلی نگرانم شده به اطراف نگاه کردم تلفونو گوشه اتاق دیدم پاییز: ببخشید میشه از تلفنتون استفاده کنم به یه جایی زنگ بزنم خیلی نگرانم شدن تا الان گلی:ار…. رستم پرید وسط حرفش
رستم:سیم تلفن قطعه اونم دکوره تا از شهر بیان درست کنن فردا زنگ میزنی بهشون از شهر…با شک نگاهش کردم پاییز: باشه ممنون یاعلی گویان پاشد گلی:چشم…خانوم جمع کن جارو بنداز فردا کار داریم پاشد وسایلو جمع کنه که منم کمکش کردم ….جمع کردن ظرف ها وانداختن جاتموم شد به سمت اشپزخونه رفتم ظرف هارو بشورم که گلی اومد جلوم….گلی:دخترم کجا میری…برگشتم سمتش میرم ظرف هارو بشورم….
زد به صورتش گلی:خاک بر سرم با این بدن زخمی؟ بیا واست مرحم بزارم خوب شه به سمت اشپزخونه کشید منو بعد تمیز کردن مایه سبز رنگیو زد رو زخمام که احساس خنکی بهم دست داد با باند بستشون لبخند زدم این دارو مخلوط نعنا و چند تا چیز دیگست تا چند وقت بمونه خوب میشه پاییز: خیلی ممنون با این که اهل اینجا بود اصلا لهجه نداشت
ببخشید شما مال اینجایید؟ رنگش پرید گلی: چطور دخترم
پاییز:اخه اصلا لهجه اینجارو ندارید
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.