ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان پرستار شیطون به قلم مژده غلامی با لینک مستقیم

رمان پرستار شیطون نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، پرستاری 
نویسنده رمان: مژده غلامی
تعداد صفحات: 372

دانلود رمان پرستار شیطون

خلاصه رمان: با دیدن عکس عرشیا قلبم وحشتناک تیر کشید دستمو گذاشتم روی سینم چنگ میزدم که از دردش کم بشه همه صداها ساکت شده بود برام قلب دردم هر لحظه بیشتر میشد.حرفاش درد قلبمو بیشتر و بیشتر میکرد.

قسمتی از متن رمان پرستار شیطون

منم اینو بخونم میام.اونم لبخند زد رفت بیرون.شروع کردم
ب خوندن که ایکاش نمیخوندم. دلم میخواست بلند بزنم زیر گریه ینی اون پسر جوونی که امروز دیدم سرطان معده داره؟؟؟خانوم عظیمی گفت افسردگیه شدید داره پس برای همین افسرده اس.کم ندیدم آدمایی که سرطان داشتن و بعد شیش ماه مردن ولی نمیدونم چرا این یکی خیلی ناراحتم کرد شاید چون قراره ازش پرستاری کنم وای اگر مث بقیه بعد شیش ماه…..سرمو تکون دادم ک این فکرای منفی

از سرم بره بیرون پاشدم در حالی که به اون فکر میکردم رمانامو چیدم تو کتابخونم که گوشه اتاق پر از کتاب بود مدام داشتم بهش فکر میکردم دلم پر شده بود و معنی این ناراحتیمو نمیفهمیدم خب معلومه دیگه بالاخره اونم آدمه بایدم ناراحت شم تعجبی نداره….. بعد چند دقیقه گشتن تازه فهمیدم صدای گوشیمه خاموشش کردم وای خدا من چقدر گیج میزنم آخه مگه اینجا تویله اس خروس بیاد تو اتاق من .پاشدم چشامو یکم مالیدم رفتم جلو اینه،یا حضرت فیل این چه قیافه ایه خوبه آراد نیومده بیدارم کنه وگرنه سکته میکرد. سایه و ریملی که زده بودم همش ریخته بود دور چشام رژمم پخش شده بود…

شبیه جن شده بودم موهامم بهم ریخته بود. دیگه با این وضع تصمیم گرفتم برم حموم تو خونه ما هر اتاق هم حموم هم دسشویی داشت رفتم حموم یه دوش ۲۰دقیقه ای گرفتم اومدم بیرون حوله رو دور خودم کیپ کردم یه ساعت وقت داشتم رفتم سمت کمد مانتوی بنفشمو که رو استیناش و کمرش پاپیون داشت رو برداشتم با شلواروشال مشکی با صندل بنفشم با همون حوله رفتم جلو آینه یه ریمل زدم به مژه های فرم با یه خط چشم و یه رژ گلبهی لباسامو پوشیدم رفتم پایین همه نشسته بودن داشتن صبحونه میخوردن :_سالم صبح بخیر بابا: سلام دختره قشنگم. ارادو مامانم جوابمو دادن .مامان: بیا صبحونتو بخور دخترم.نمیخوام مامان دیر شده میرم.اراد:_صبر کن میرسونمت.:_باش.مامان یه لقمه برام درست کرد داد

رمان پرستار شیطون
نویسنده : مژده غلامی
ژانر : عاشقانه، پرستاری
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 372

دانلود رایگان رمان پرستار شیطون اثر مژده غلامی

دانلود رمان پرستار شیطون 2.45 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in