دانلود رمان تازیانه و عشق به قلم شیوا بادی با لینک مستقیم
رمان تازیانه و عشق نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، همخونه ای، انتقامی
نویسنده رمان: شیوا بادی
تعداد صفحات: 512
خلاصه رمان: شهاب و فرگل مدتهاست که عاشق هم هستند ولی برادر فرگل به ازدواج آنها رضایت نمیدهد. بعد از بینتیجه بودن تلاششان برای راضی کردن برادر فرگل آنها مخفیانه ازدواج و فرار میکنند. برادر فرگل، به تلافی کار شهاب، خواهرش را میدزدد و شروع به اذیت و آزارش میکند.
قسمتی از متن رمان تازیانه و عشق
ممنون از جام بلند شدم ، به نفس عمیق کشیدم و راه افتادم از راهرو گذشتم و به دوتا اتاق رسیدم ، روی دیوار ، کنار یکیش نوشته شده بود ، رئیس کل ، و کنار به در دیگه هم نوشته شده بود ، مدیر عامل نزدیک اتاق مدیر عامل شدم و در زدم بعد از چند ثانیه صدایی شنیدم که گفت : -بفرمایید با امید به خدا درو باز کردم و داخل شدم اتاق بزرگ و قشنگی بود با مبلمان سورمه ای و پرده ی آبی نفتی با حریر سفید ! دیوار هاشم ، کاغذ دیواری سفیدو آبی بود….
سرمو چرخوندم و به پسر جوونی رسیدم که به تیشرت سورمه ای پوشیده بود ، با موهای مشکی و چشم های آبی که پشت میز نشسته بود… و با لبخند به من نگاه میکرد ، یه کم دیگه اطرافو نگاه کردم ولی کس دیگه ای رو ندیدم ، وای نکنه این پسره مدیر عامله ؟ بهش نگاه کردم ، آب دهنمو قورت دادم و گفتم : -سلام ! با لبخند بیشتری گردنشو کج کردو تکون داد و در جوابم گفت : دید زدنتون تموم شد ؟
سلام ! بله ؟ عرض کردم دید زدنتون تموم شد ؟ تازه فهمیدم چی میگه ، پسره ی پررو ، اخمی بهش کردم که خنده ی کوتاهی کردو گفت : سخت نگیر ! بعد به راحتی اشاره کردو گفت : چرا نمیشینی ؟ ممنون راحتم من ناراحتم …. بشين ! سرمو تکون دادم و روی اولین مبلی که نزدیکم بود نشستم دستشو به سمتم گرفت و با لبخند گفت : -مدارکتون لطفاً !
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.