دانلود رمان سنگ کاغذ قیچی به قلم رویا رستمی با لینک مستقیم
رمان سنگ کاغذ قیچی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
نویسنده رمان: رویا رستمی
تعداد صفحات: 870
خلاصه رمان: مردی که شهرداره یه شهره…مردی که کاندید شده برای نمایندگی مجلس… افشار یه پسر ۲۹ساله داره… باراد قصه مون یه باشگاه بدن سازی داره و زیادی قیصره… باراد به خاطر خواهر دوستش غیرت و تعصبی که گوش فلک رو کر کرده تو یه کوچه تنگ چاقو میکنه تو شکم اون .. و درست همون لحظه یه دختر اونو می بینه…یه دختری که ترسیده… دختری که از ترس دو روز تو خونه میخونه و روز سوم یه چاقو تو پهلوشه که بهش میگه سوار شو…یه عشق دیگه…همچین چرب و چیلی و خوب… برعکس این خلاصه که رمان رو زیادی جنایی نشون میده داستانمون عاشقانه است.منتظر یه هیجان بکر باشید….
قسمتی از متن رمان سنگ کاغذ قیچی
با سردرد روی تختش نیم خیز شد !گوشیش را برداشت. ۶ تماس بی پاسخ از احسان احمق شب کھ محتاجش بود زنگ نزده حالا کھ خواب با تمام ترس و وحشتش بند وبساطش را جمع کرده بود و بھ شب پیوستھ .بود، محض خالی نبودن عریضھ زنگ زده بود.گوشی را کنار گذاشت و از تخت پایین پرید باید حمام می کرد. از بس دیروز با ترس دویده بود .بدنش بوی عرق می داد….
ھنوز ھم ترس داشت. بیرون این چھاردیواری امن .خبرھایی بود باید می گفت حداقل دو سھ روزی برایش مرخصی .رد کنند شاید آب ھا از آسیاب افتاد چشمِ زاغی آن مرد را وقتی چاقویش با ضرب درون شکم آن بیچاره رفت درون ذھنش کنده کاری شده بود. لباس ھایش را از کمد درآورد و با حولھ یکراست بھ سمت حمام رفت. صدای پایشان را شنیده بود کھ دنبالش می کردند. دو !مرد عصبی…
اگر باز سراغش بیایند؟ اگر بلایی کھ سر آن مرد بدبخت آوردند سر او بیاورند چھ؟چرا احسان دیشب نیامد کھ در موردش با او صحبت !کند؟ شاید می توانست فکری کند یا لااقل کاری اگر بھ پدرش می گفت مطمئن بود تا یک ماه بعدش یا اسکورتش می کرد تا اداره یا کلا می گفت قید
کار کردن را بزند .ھمین جوریش ھم بھ زور راضیش کرده بود.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.