ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان ایلیا به قلم قلب پاییز با لینک مستقیم

رمان ایلیا نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، اجباری  
نویسنده رمان: قلب پاییز 
تعداد صفحات: 130

دانلود رمان ایلیا

خلاصه رمان: طی یک حادثه ای احمد سلطان ابادی یکی از کارگرهای ساده ی کارخانه ی رنگ سازی به دست یکی دیگر از کارگرها به قتل میرسد و پسرش ایلیا میخواهد قاتل پدرش رابه سزای عملش برساند. نفس دختر قاتل احمد می آید که رضایت پسر های احمد رابگیرد..اما با برخورد شدید پسر کوچک تر احمد مواجه میشود و……

قسمتی از متن رمان 

را روی صورتش گذاشت… بغض کرده بود… چرا زندگی اشان به یکباره از این رو به آن رو شده بود؟؟ صدای داد مرد ترسناک مقابلش اورا از جا پراند… اون بابای بی همه چیزت سبب مرگ پدرم شد و تو دختر اون کثافت داشتی باعث شدی مادرم بمیره اره؟؟ نفس بی قرار شد… به پدر عزیز تر از جانش می گفت کثافث!!؟؟؟ چطور به خودش حق میداد با این لحن سخن بگوید.. نه او نمی گذاشت هیچ کس به پدرش توهین کند… هیچکس دستش را بلند کرد و خواست جواب این بی حرمتی را بدهد که ایلیا دستش را خوانده و به سرعت چهار انگشت مردانه اش را دور مچ دست ظریف نفس حلقه کرد و چشم غره ی وحشنتاکی به او رفت…

تو دختره ی پاپتی میخوای توی صورت من بزنی اره؟ نشونت میدم،،وقتی اون بابای از لجن بدترت رفت بالای دار اون وقت که می فهمید یک من ماست چقدر کره میده… بعد دست نفس را با شتاب رها کرد و با انگشت اشاره اش به رو به اشاره کرد…حالا هم هری…. نفس آب دهانش را قورت داد و با چشمانی معصوم به چشمان ایلیای افسارگسیخته نگریست… نمی توانست با این بی ملاحضه هایش جان پدرش را بیش از این در خطر بیندازد…. سعی کرد لحنش به اندازه ی کافی ترحم انگیز باشد…

اقای سلطان آبادی بهتون التماس می کنم رحم کنید… اخه با قصاص شدن پدر من او بنده ی خدا که برنمیگرده… خفه خون بگیر… ایلیا حتی نمیخواست به خزعبالت آن دختر گوش دهد… حالش دیگر داشت بهم میخورد… از همه چیز… از خودش از آن دختر؛از زندگی…نشنیدی چی گفتم گورت رو گم کن… یک لحظه به من گوش بدید… ایلیا قدمی به سمت نفس برداشت و سینه به سینه اش ایستاد… و نفس درآن گیر
دار به این فکر میکرد که چطور پرستار یا کسی با آن همه سر و صدایی که آن ها کردند به آن جا نیامده بودند… ایلیا از بین دندان های بهم چفت شده اش غرید نشنیدی چی گفتم گفتم هری… این حرف را زد و دست بزرگش را پشت کمر نفس گذاشته و به جلو هلش داد…

رمان ایلیا
نویسنده : قلب پاییز
ژانر : عاشقانه، اجتماعی، اجباری
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 130

دانلود رایگان رمان ایلیا اثر قلب پاییز

دانلود رمان ایلیا 1.63 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in