ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان سیمرغ به قلم مدیا خجسته با لینک مستقیم

رمان سیمرغ نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، غمگین
نویسنده رمان: مدیا خجسته 
تعداد صفحات: 808

دانلود رمان سیمرغ

خلاصه رمان: نیلوفر بهرامی ، دختری ساده ولی خود ساخته که پس از شکست اولش تصمیم میگیره به دور از محیطی که این شکست رو براش رقم زده آینده ی جدیدی بسازه . آینده ای که آمیخته با اهداف و آرزوهاشه ! به همین منظور وارد شهری میشه که هیچ تجربه و پیشینه ای از زندگیه توش نداره . غافل از اینکه همین شهر با تمام اتفاقات خوب و بدِ زندگیش عجین میشه و به طرز عجیبی آیندش رو رقم میزنه ! درست همون وقته که زندگیش پر میشه از جزر و مدهای شدید و پرخروش و داستانِ سیمرغ رو رقم میزنه !

قسمتی از متن رمان سیمرغ 

آپارتمان و سپس آسانسور طبقات فرد شدیم. تو پاگرد طبقه سوم سه واحد قرار داشت. دقیقا طبق گفته آقاي پناهی دو در یک شکل با فاصله کم کنار هم و یه واحد روبه رو قرار داشت. وارد در سمت چپ شدیم. خونه خیلی نقلی و با مزه اي بود. یه سوییت کوچیک به شکل مربع. رو به روي در ورودي اتاق خواب قرار داشت و  درست کنارش اپن و آشپزخونه کوچیکی که با یخچال آمریکایی و سبز رنگی و گاز کوچیک رومیزي پر شده بود. گوشه سالن دقیقا زیر پنجره ي بزرگ نیم ستی قرار داشت که روش ملافه کشیده شده بود.

رو به روش میز مکعب سفید رنگ و فرش کوچیک مشکی… به سمت مبل رفتم گوشه ملافه رو بلند کردم. زرشکی! درست مثل تم حاکم بر خونه! وارد اتاق خواب شدم. درست رو به روي در، پنجره ي کوچیکی داشت که رو به خونه ي پشت آپارتمان باز میشد. ضلع چپ اتاق رو تخت فلزي با روتختی سبز کاهویی و میز تحریر کوچیکی پر کرده بود. و رو به روش کمدهاي سرتاسر دیواري بودن. کف اتاق فرش نداشت و میشد به راحتی فهمید که استفاده اي از این اتاق نشده! صداي آقاي سعیدي از پذیرایی به گوش رسید: خوب مثل اینکه خدا رو شکر خونه هم مورد پسند واقع شده!

دکتر خواستن تو قرارداد سالم بودن وسایل ذکر  بشه و موقع تحویل به همین شکل تحویل داده بشه. غیر از اون اینکه مبلغ اجاره رو توافقی و طبق توان خودتون به من وکالت دادن اما ماه به ماه مبلغ حساب پرورشگاه ریخته میشه. اگه مشکلی نیست بریم براي عقد قرارداد! “خوبه” نفس آسوده اي کشید. پدر نگاهی به من کرد. چشمم رو بازو بسته کردم یعنی نه آقاي سعیدي. خدا شما و احمد آقا رو از برادري کم نکنه. آقایی کردید. خواهش میکنم استاد.. اگه کاري تونسته باشیم انجام بدیم خوشحالیم. بفرمایین بریم تا من هرچه زودتر با

 

رمان سیمرغ
نویسنده : مدیا خجسته
ژانر : عاشقانه، اجتماعی
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 808
متاسفانه لینک دانلود رمان سیمرغ قرار نگرفته است.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in