دانلود رمان عمویم نباش به قلم ناشناس با لینک مستقیم
رمان عمویم نباش نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، بزرگسال
نویسنده رمان: ناشناس
تعداد صفحات: 1132
خلاصه رمان: داستان دختری که عاشق جاوید میشود و با جاوید داستان عاشقانه ای دارد و در اخر رازهایی برملا میشود که هویت و نسبت واقعی خود و جاوید مشخص میشود.
قسمتی از متن رمان عمویم نباش
ترسیده سرجام نشستم که یهو صورت جاوید دیده شد. نفس راحتی کشیدم و مشکوک پرسیدم: اینجا چیکار میکنی دیونه؟ داخل اومد و درب اتاقو بست. حرفاتو با مامانی شنیدم! خنده ای کردم که اومد روی تخت و کنارم نشست. به نظرت من باید ازدواج کنم؟ آب دهنم رو قورت دادم و اشک توی چشم هام حلقه شد. دست خودم نبود هر بار که راجع بهش بحث پیش می اومد من ترس از دست دادنش مثل خوره به جونم میوفتاد.
از حرصم با آرنج محکم به شکم جاوید کوبیدم که از دردش چشم هاش گرد و باز شد. چته وحشی؟ جلوتر رفتم و بهش با چشم های ریز شده که مو رو از ماست بیرون میکشید، پرسیدم: تو چی خاطره ای با آیدا داشتی که برای تجدید خودشو به تو نزدیک میکنه؟! جاوید که هنوز خوابالود بود، خندید و نگاهم گرفت. حسودی هم بلدی؟ اخم کرد و از ته ریشش نیشگونی گرفتم. جواب منو بده، خاطره با آیدا خانم چیه؟ خندید و دستم رو پس زد، سرش رو بالا و آورد و نگاهم کرد…
با اخم پس کله ش زدم و گفتم… زود باش بگو اون چرا باید اون ببینی؟ جاوید که از حرص خوردن من، همچین بدش هم نیومده بود. با شیطنت گاز دیگه ای گرفت و گفت: آیدا اما مزه بادکنک میده. عصبی بی توجه به مامانی که ممکن بود صدام رو بشنوه، چنگی به موهاش زدم و جیغ کشیدم: از حرصم و صدای خنده ی جاوید حسابی موهاش رو کشیدم. محیا کشتی عموتو! دلم میخواست داد بزنم که این خیانت کار حقش بیشتر از ایناست.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.