دانلود رمان رد پای سایه به قلم آیدا راد با لینک مستقیم
رمان رد پای سایه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، هیجانی
نویسنده رمان: آیدا راد
تعداد صفحات: 1204
خلاصه رمان: سه خاندان بزرگ… خاندان زند، خاندان راد، خاندان شاهی… سه خاندان که بخاطر اتفاقات تلخ گذشته از هم کینه دارند و هیچ احدی خبری از این تنفر ندارد…! زندگی یک دختر و دو پسر خانزاده… دلدادگی سه خانزاده که به طرز عاشقانه و غمگینی به هم گره میخورد…! عشقی افلاطونی که از کینه و تنفر شکل میگیرد اما سایهی تلخش بر روی زندگی یک کودک بیگناه تاثیر میگذارد… رمانی کاملاً بر اساس واقعیت… واقعیتی تلخ اما پر از عشق…
قسمتی از متن رمان رد پای سایه
بیخیال شدم و از افسار اسبم گرفتم و با شمارش ساشا راه افتادم. صورتم رو باد نوازش میکرد و حس قشنگی تو دلم
سرازیر میکرد. ساشا ازم جلوتر زد که با عجله افسار رو تکون دادم و گفتم: هی برو. این بار من ازش جلو زدم و بعد از چند دقیقه رو خط پایان ایستادم. ساشا بعد چند ثانیه کنارم اومد و با نفس نفس گفت: خوبه خوشم اومد پیشرفت کردی!
خندیدم که یک دفعه با صدای جیغ سحر با نگرانی به سمتش برگشتیم. رو زمین افتاده و داشت گریه میکرد! ساشا “یا خدایی” گفت و با اسب سریع به سمت سحر رفت که من هم نگران پشت سرش رفتم.
از اسبم پایین پریدم و کنارش نشستم و کمکش کردم که بلند بشه اما همین که پاش رو روی زمین گذاشت، جیغش بلند شد و گفت: آی سایه یواش پام! ساشا با حرص نفسش رو بیرون داد و با یه حرکت سحر رو تو دستش گرفت و گفت: از دست تو من چیکار کنم دختر؟ مجبوری با سرعت بری؟ ای بابا الان چیزیت بشه من جواب آقاجونو چی بدم؟ با نگرانی خواستم باهاشون برم که یک دفعه یاد اسبها افتادم. با کلافگی به یکی از کارکن های اونجا گفتم تا اسبها رو داخل اصطبل ببره. بعد با عجله دنبالشون رفتم و بعد از تعویض لباسهامون، سحر رو بردیم بیمارستان…
دانلود رایگان رمان رد پای سایه اثر آیدا راد
دانلود رمان رد پای سایه 2.76 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت