دانلود رمان کسی در سرم میگرید به قلم یاسی با لینک مستقیم
رمان کسی در سرم میگرید نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، غمگین
نویسنده رمان: یاسی
تعداد صفحات: 711
خلاصه رمان: قصه ی آشفته مادر و پسری که گذشته ی سختی رو از سر گذروندن…. مادری ک برای حفظ آبروی خانواده با مردی همسن پدرش ازدواج میکند و برای حفظ پسرش از هتک حرمت تن ب خواسته ی پسر خاله ی شرورش میدهد ، احسان که اکنون دکترای روانشناسی دارد همیشه با یاداوری روزهای تلخ گذشته و دست درازی ب مادر جلوی دیدگانش روح و روانش درگیر عذابی بزرگ است و در تلاش است تا از مادر بیمارش مراقبت کندو او ک سالهاست حرف نمیزند را درمان کند …. اوبعد از افتتاح مطبش دختری برای منشی گری استخدام میکند دختری ک چشمانش او را ب یاد کسی در گذشته اش می اندازد ، دختری ک بیخبر از همه جا توسط مادرش و ب اصرار او برای کار ب مطب فرستاده شده و با آمدن پروانه گره خیلی از معماهای گذشته باز میشود و احسان ب ماجرای قتل برادرش در سالهای گذشته پی میبرد…
قسمتی از متن رمان کسی در سرم میگرید
جفتش رو خدا داده بهت، من که دلم موند به یه دختر که بشه محرم حرفم. رقیه چند ضربه پشت دست خواهرش زد و زمزمه وار حرفش را زد: با این شوهر، همون بهتر که نداریش. دختر خیلی نگهداری میخواد. آفرین هشت ساله شده، محمود رو سر و تنش که میپوشونم یا نه، حساس شده. تا بزرگیش، خدا میدونه چه کنه. ولی جونش بهش بنده. آفرینش را دوست داشت. چشمهایش برخلاف رقیه، به خودش کشیده بود.
سبزرنگ بود! سری تکان داد:خدا واست نگهش داره، شیرین زبونه دخترت. رقیه با یادآوری مهمانی شبِ قبل، لبخندی بزرگتر زد: دیشب همون آتیش تند آقا رو خاموش کرد. از وسط سفره رد شد رفت رو پاش نشست و گفت غذا بده!
صدای خندهی دو خواهر بلند شد و دلِ نعیمه سوخت از بیتابی برای ندیدن خانه ی پدری. شرط بود! طاووس خان گفته بود رفتنت به خانهی بیژن همانا و دوباره نیامدنت به این خانه، همان…! شانزده سال میگذشت و پدرش هنوز نرم نشده بود!
دانلود رایگان رمان کسی در سرم میگرید اثر یاسی
دانلود رمان کسی در سرم می گرید 2.13 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت