دانلود رمان در ضربان دل او به قلم چیکسای با لینک مستقیم
رمان در ضربان دل او نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، غمگین
نویسنده رمان: چیکسای
تعداد صفحات: 115
خلاصه رمان: شیما دختر یک مرد و زن غسال، که از بیماری نارسایی قلبی رنج میبرد و این موضوع باعث ناکامیهای زیادی در زندگی او میشود. تا اینکه، قلب یک زن که دچار مرگ مغزی شدهاست، بدون توجه به عدم رضایت شوهرش، به شیما پیوند زده میشود.
قسمتی از متن رمان در ضربان دل او
Tدور و برمون فقط چند تا خاله، دایی، عمه و عمو بودن که اونا هم چون از سرخودمون بودن و شریک کاری، ولمون نکردن و گرنه مثه بقيه تنهامون ميذاشتن! از موهای سرم بيشتر، چشم اشکی و دل شکسته دیدم. شاید واسه همينه که
پوستم کلفت شده. عين چرم! و اشک ریختن واسم عادیه!یادش بخير بين قبرا ميدویدیم. یکی ميشد گرگ و اون یکی بره! مکان امنمون رو قبرا بود که اگه بره روی اونا ميرفت، دست آقا گرگه از زمين و زمان کوتاه ميشد.
با همون بچگيمون فهميده بودیم که امن ترین جای دنيا همونجاست. همونجایی که وقتی سرتو ميذاری، کسی باهات کار نداره. تو ميمونی و خودت! چقدر دلم هوای بچگيمو کرده! چقدر دلم واسه اون مکان امن بره تنگ شده! دلم ميخواد بميرم! پرستار وارد اتاق ميشه. دستگاه فشار خون به دستشه. ماسکو از روی صورتم برميدارم.خيلی بهترم. چطوره حالت؟
آستينتو بزن بالا تا فشارتو بگيرم. اگه فشارت خوب باشه ميتونی بری….آستينمو بالا ميزنم. بازو بند فشار خونو دور دستم ميبنده! پيچ تنظيم هوا رو سفت ميکنه. گوشی پزشکی رو تو گوشش ميکنه و انتهای گوشی رو زیر بازوبند فشار
خون ميذاره. پمپ لاستيكی رو به دستش ميگيره! چشمشو به لوله شيشه ای حاوی جيوه ميدوزه و شروع به فشردن اون لای انگشتاش ميکنه. کيسه هوا باد ميشه! انقدر پر هوا ميشه که فشارش رو بازوم بي طاقتم ميکنه درست مثه زمانایی
که احساس ميکنم یکی بيخ گلومو گرفته و فشار ميده…آخ کوتاهی ميکشم که پيچ تنظيم هوا رو باز ميکنه. هوا از کيسه خارج ميشه و بازو بند رو بازوم شل و ول! درست مثل من که از همه چيز تهی شدم و بيحس و حال رو تخت افتادم…
دانلود رایگان رمان در ضربان دل او اثر چیکسای
دانلود رمان در ضربان دل او 0.65 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت