ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان لعبت به قلم ناشناس با لینک مستقیم

رمان لعبت نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، بزرگسال، طنز، کلکلی، اجباری 
نویسنده رمان: ناشناس
تعداد صفحات: 809

دانلود رمان لعبت

خلاصه رمان:  داستان درباره ی دختری از سطح مرفه جامعه است که مادرشو از دست داده پدرش بعد مرگ مادرش ارث زیادی به دست اورده و دخترک ما تو ناز و نعمت بزرگ شده… دختر عاشق پسری میشود که به نان شب هم محتاج است تنها راه دخترک برای رضایت پدرش برای ازدواج با پسر از دست دادن دنیای دخترونگیشه ولی پسر…پایان خوش
قسمتی از متن رمان لعبت 

دستمو داخل کیفم کردم و از توش یه تراول پنجاهی دراوردم. با اعتماد کاذب پول رو روی پیشخوان گذاشتم و به صاحب پیشخوان نگاهی انداختم‌. مسئول پیشخوان نگاهی به داروها و نگاهی به پنجاه تومنی انداخت.نیشخندی زد و گفت خانوم خب اگه ندارین عیب نداره میتونید به اندازه ی پولتون دارو ببرید بقیشو بعدا ببرید. جان؟این الان چی گفت؟اگه ندارییید؟مگه چقدره؟ خب سوگند خودتو اذیت نکن نفس عمیق بکش حتما دوتومن یا نهایت پنج تومن کم دادی.نیشخندی مثل خودش حوالش کردم و گفتم لازم نکرده همشو میبرم

اشاره به پنجاه تومنی کرد و گفت…هه با این؟ نه مثل اینکه این مردک کرم داشت. حالا درسته حرفش منطقی بود اما حق نداشت نیشخند بزنه مرتیکه ی گوریل. قیافمو شبیه ادمای پولدار و اونایی کردم که مثلا مبلغ براشون مهم نیست صدامو صاف کردم و با اعتماد بنفسی که نمیدونستم از کجا اومده گفتم هر هر مگه این چشه؟اینی که بهش میگید اییین تراوله هاا.اصلا شما مبلغ اصلی رو بگید ببینم مثلا چقدر فرق داره اصلا هرچی بود پنج تومنم میزارم روش میدم بهتون‌.

مرده با یه نگاهی که توش اره جون عمت خاصی موج میزد منو برانداز کرد به مانتوی مشکی رنگم که دیگه بهتره بگم سفید رنگم با تردید و …

رمان لعبت
نویسنده : ناشناس
ژانر : عاشقانه، بزرگسال ، کلکلی، طنز، اجباری
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 809
متاسفانه لینک دانلود رمان لعبت قرار نگرفته است.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in