دانلود رمان دختر اجباری به قلم حدیث_R با لینک مستقیم
رمان دختر اجباری نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، طنز، کلکلی
نویسنده رمان: حدیث_R
تعداد صفحات: 721
خلاصه رمان: چرا مادر و پدر من فکر میکنن با ازدواج من میتونن علاقه و رفتار های منو کمرنگ کنن هووف… تقه ای به در خورد ماهی؟؟ روی تخت نشستم مامان وارد اتاق شد و با دیدن من که با قیافه شلخته و موهای ژولیده روی تخت نشسته بودم جیغ کشید_وا خاک عالم تو چرا هنو حاضر نشدی؟؟! این لباس های پسرونه و زشت رو هم از تنت بکن
قسمتی از متن رمان دختر اجباری
آبروی ما رو جلوشون نبری ماهی… به بدگویی های فامیل پشت سرت دامن نزن باز سر تکون دادم…خیالتون راحت
زیر لب گفتم: حتما منو پایین میبینی.. مامان که داشت بیرون می رفت برگشت: چیزی گفتی؟؟ تجربه نشون داده بود کلکل و بحث با مامان بیهودس لبخندی زدم: نه فقط فکر می کردم چی بپوشم که خوب بنظر بیاد.. مامان_آفرین دختر گلم..منتظرت از اتاق بیرون رفت.
تند پریدم جلوی آینه. موهای کوتاه پسرونم ژولیده و بهم ریخته بود. نیشخندی زدم و یه کم ژل ریختم روی دستم و توی موهام کشیدم…همه رو به یه سمت کج کردم و لبخندی به چهره پسرونه ام توی آیینه زدم این من بودم یه پسر شیطون توی جسم یه دختر که برای داشتن یه زندگی متفاوت میجنگید از داخل کمد لباس هام پیراهن آبی چهارخونه ای که دوسش داشتم رو بیرون کشیدم همراه باشلوار جین. به خودم توی آیینه خیره شدم. خودم رو اینجوری وقتی که هیچ چیز دخترونه ای نبود دوست داشتم.
رو به در بسته دستم رو تکون دادم و به سمت پنجره رفتم..
ارتفاع بالکن زیاد نبود و با یه پرش چهار دست و پا روی زمین فرود اومدم و نگاهی به پشت سرم انداختم و با دو به سمت در خروجی دویدم به محض خروجم از خونه نفس آسوده ای کشیدم…آخیش از زندان آزاد شدم دستام توی جیب شلوارم فرو بردم و گوشیم از جیبم بیرون کشیدم
تند تند شماره پریا رو گرفتم
دانلود رایگان رمان دختر اجباری اثر حدیث_r
دانلود رمان دختر اجباری 2.69 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت