ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان بازی خصوصی به قلم نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم

رمان بازی خصوصی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، بزرگسال 
نویسنده رمان: نیلوفر قائمی فر 
تعداد صفحات: 1971

دانلود رمان بازی خصوصی

خلاصه رمان: حوا زنی ۲۸ سال است که قربانی یک ازدواج کودک همسری بوده و الان یک دختر ۱۶ ساله داره.پدر و مادر حوا، به خاطر یک سری از سنت ها و عقاید از هم جدا شده بودند و حوا رو در یازده سالگی دور از چشم مادرش به همسری پسرعموش صارم درمیارن.مادر حوا وقتی مطلع میشه که دو هفته از عروسی حوا و صارم گذشته، خودشو به منزل پدری حوا میرسونه و دخترش رو شبونه از اونجا میبره. ۱۷ سال هیچ کس از حوا و مادرش خبری نداشته. پس از ۱۷ سال حوا به یک مهمونی دعوت میشه و توی اون مهمونی با پسری به اسم امیر آشنا میشه، رابطه ای گرم و عاشقانه و سر تا سر هیجان بین امیر و حوا شکل میگیره، تا جایی که امیر ازش خواستگاری میکنه. اما حوا هنوز تحت عقد صارم بوده و می بایستی اول از صارم جدا می شده تا بتونه با امیر ازدواج کنه لحظه ای که حاضر برای جدایی میشه توی دادگاه چیزی را میبینی که تمام زندگیش عوض میشه…


قسمتی از متن رمان بازی خصوصی 

به اسرا نگاه کردم، یه شات سریع بالا داد. به سماء اشاره کردم بهش بگه نخوره ، نفهم صد سری گفتم نیایش می فهمه ، دوست نداشتم بدونه ما مهمونی مختلط میریم و شربت می
خوریم و میخندیم ، اگر فکرش بهم بریزه چی؟ نمی خوام
تصورات غلطی کنه. اسراء اشاره کرد یکی خوردم ، لب زدم. به همون رد نگاهش سرمو طرفش چرخوند ، یه شلوار جذب پارچه سرمه ای پوشیده بود با یه پیرهن مردونه جذب شیری که آستیناشو بالا داده بود.

سی نه ی ستبرش جلوی پیرهنُ دچار کشش کرده بود ، شونه و سینه اش از دور کمرش پهن تر بود و به هیکلش زاویه داده بود! لبخندی کمرنگ به سمتش زدم و برگشتم چای دم کردم به سمت اُپن که اومدم دیدم اونور اُپن نشسته ، به سرش یه زاویه به طرف بالا داد و انگار جای باالا دادن ابروهاش چشماشو بازتر می کرد با همون پوزخند کمرنگ رو لبش گفت…

چایی! لبخندی پهن و دندون نما زدمُ بدون اینکه نگاش کنم گفتم: پوست کلفتماگر میخوای مسخره ام کنی اشکال نداره تو این زمینه من  امیر – نه برام جالبه ، مادر کم سن و سالی که داره درست رفتار میکنه . سربلند کردم و با شور گفتم: ترو خدا تو واقعا ” خندی دمو گفتم ” اول یننفر ی اینو می گی امیر-نه ، مطمئنم همه همین عقیده رو دارن اما می خوان تو هم تو خوش گذرونیشون شریک باشی سری تکون دادم و گفتم: -آری امیر-چند سالگی به دنیا آوردیش؟

رمان رمان بازی خصوصی
نویسنده : نیلوفر قائمی فر
ژانر : عاشقانه، بزرگسال
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 1971
متاسفانه لینک دانلود رمان رمان بازی خصوصی قرار نگرفته است.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in