دانلود رمان درخت آلبالو به قلم پاییز با لینک مستقیم
رمان درخت آلبالو نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان:پاییز
تعداد صفحات: 903
خلاصه داستان: داستان دلدادگی دختر عمو و پسر عمو.پسر عمویی که سالها المان بوده و در یک دورهمی خانوادگی در باغ و اتفاق درخت البالو به دخترعمو پیشنهاد ازدواج میده ولی ایا علاقه و دلبستگی در این اتفاق جریان وجود داره؟؟
قسمتی از متن رمان درخت آلبالو
همین که جونت رو نجات دادم دیگه؟ خب نمیدونم…خنده اش را خورد و رو به مهسای هاجوواج مانده ادامه نمیدونی؟ نترس، چیز بدی نمیخوام .داد. این دور و اطراف رو بلدی؟
یه کم. خوبه، بیا بشین با هم بریم یه دوری بزنیم. من تنها برم گموگور میشم. جیپیاس اینجا درست کار نمیکنه. چرا با بقیه نرفتین؟ چرا با بقیه نرفتی. کمی گیج شده بود. با تردید سمیر را نگاه کرد و جواب داد: باشه، چرا با بقیه نرفتی؟رفتم، کلافه شدم، برگشتم. خیلی سر و صدا میکنن. بیا بریم!
شاید هرکس دیگری به جای سمیر با این حجم از تحکم
صحبت میکرد، پاسخ بهتری میداد ولی سمیر کمی با بقیه
فرق داشت. صادقانه باید گفت که حتی درخواب هم نمیدید که چنین فرصتی نصیبش شود! انگار نه انگار که همین یک ساعت پیش تصمیم گرفته بود قید این “خوشتی ِپ بیشعور” را بزند! ؟ کوتاه جواب داد…باشه . باشه نه، چشم. گاهی این موجود شورش را درمیآورد! کلافه نگاهش کرد هر چند که “چشم” هم از زبانش خارج نشد . شال نصفه ونیمه ای بر سرکشید و به سمت ماشین سمیر حرکت کرد. پروانه داخل معده اش دوباره مشغول شیطنت بود! به راهنمایی مهسا کمی در اطراف ویلا دور زدند.
دخترک کمی بیحال بود ولی حرفی نزد و به سمت دشتی که
تعریفش را کرده بود میرفتند. قبل از حرکت به سمت دشت،
سمیر بدون حرف جلوی سوپرمارکتی ایستاد. رو به مهسا
گفت:بشین، الان میام. سری تکان داد و منتظر ماند. کمی بعد با پلاستیک خوراکی در دست برگشت و رو به مهسا گفت:
یه چیز شیرین بازکن بخور. گرسنه نیستم. مرسی. در حالی که میگفت “گرسنه نیستم”، فکر میکرد که احتمالا فشارش پایین افتاده
دانلود رایگان رمان رمان درخت آلبالو اثر پاییز
دانلود رمان درخت آلبالو 9.95 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت