دانلود رمان نیستی تا ببینی به قلم mahtabiii75 با لینک مستقیم
رمان نیستی تا ببینی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: mahtabiii75
تعداد صفحات: 178
خلاصه رمان: درمیان انبوه آدمیان مردی از تبار عشق…مردی ازتبار دلدادگی مرا از دوران کودکی و نوجوانیم جدا ساخت…از دوران نوجوانی که مملو از شیطنت بود…وقلب مالامال از احساسم را پر از تنفرکرد. نفرت از خودش و من بابیرحمی تمام احساساتش را نادیده گرفتم…و عشقش را پوچ و پلید پنداشتم و او چه بامهربانی و سکوت ذره ذره در مقابل چشمانم آب شد ولی دم نزد…و چه باصبر وشکیبایی عشق ورزیدن رابه من آموخت…دوست داشتن رایادم داد و من همچون شاگردی بازیگوش عشق واقعی را تجریه کردم و یاد گرفتم…
قسمتی از متن رمان نیستی تا ببینی
با استرس وهیجان به عقربه های ساعت نگاه میکردم…اه لعنتی چه فس فس هم میکنه! خودشو واسه من لوس کرده! هی عقربه جان! عجله کن الان این نوروزی پاچه ی منو میگیره ها! جون مادرت جون عزیز ترین کست این یه دفعه با ما راه بیا! یه کم تندحرکت کن! مگه این جا سالن مده! چرا قر میدی موقعه راه رفتن! بدو! باضربه ی مهتاب که به پهلوم خورد به خودم اومدم! و مثل سیخ سرجام نشستم!اه اه وضعیتم که قرمزه!
این نوروزی دبیر معارفمون با اون عینک ته استکانیش و چشمای بابا غوری و اون ابروهای پاچه بزی که من همیشه آرزو داشتم یه بار زیر ابروهاشو برداره آدم رغبت کنه نگاش کنه! بر و بر داشت منو نگاه میکرد! خدایی مردی بود واسه خودشا! از حالت نگاهش ترسیدم! بنده خدا شوهر این خانوم نوروزی چه جوری تو صورتش نگاه میکنه؟ اصلا می خوام بدونم چه جوری تحملش
میکنه؟ البته ماهیچ وقت حلقه تو دستش ندیدیم .بنده خدا ترشی انداخته!
دانلود رایگان رمان نیستی تا ببینی اثر mahtabiii75
دانلود رمان نیستی تا ببینی 3.6 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت