دانلود رمان اسیر مشت بسته به قلم فاطمه قیامی با لینک مستقیم
رمان اسیر مشت بسته نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، هیجانی
نویسنده رمان: فاطمه قیامی
تعداد صفحات: 2627
خلاصه داستان: قصه دوتا راوی داره. مهرناز زنی خودساخته که از همسر اولش به دلیل خیانت جدا شده و پنج سال به تنهایی از پسربیمارش مراقبت کرده…. هامین مردی که به دلیل یک سری اختلاف با خانواده اش و دختری که دوستش داشته و با برادرش ازدواج کرده، از کارخونهی پدرش جدا شده و به همراه دوستش رستورانی رو راه اندازی کردن و …. برخورد هامین و مهرناز طی یک اتفاق و شکل گرفتن اتفاقات بعدی، درست زمانی که همسرسابق مهرناز برگشته…
قسمتی از متن رمان اسیر مشت بسته
سمت میزغذاخوری بزرگ سالن قدم برداشت. سالن بزرگ و دلباز خانه، پنجره های بزرگ و قدی، لوسترهای شیک و مجلل آویزان از سقف، میز و صندلی های کنده کاری شکیل و اصیل از چوب گردو، فرش و تابلو های دست بافت گران قیمت، دکوری های عتیقه و… همه و همه به او یادآوری می کرد که چقدر از این خانه و صاحبش بیزار است. نگاه چرخاند روی افراد حاضر پشت میز، با دیدنش درست کنار هامون، پوزخند زد. دورترین نقطه به صندلی پدرش را انتخاب کرد و نشست.
بی توجه به بقیه، مقداری برنج کشید و بیخیال ظرف خورشت را سمت خود کشید و قاشق اول را به دهان برد. با همان دهان پر نگاهی به بقیه انداخت و خونسرد گفت: هوم؟
تیمور با همان نگاه سنگین و اخم عمیق، توپید: بهت یاد ندادن سلام کنی؟ جمله ی محکم و عصبانی که ادا شد، نفس های حاضرین را در سینه حبس کرد اما او گستاخ تر از این حرف ها بود. بیخیال و سرد نگاهی به پدرش کرد و مقابل چشمان عصبی تیمور، قاشق را بیخیال میان بشقاب پرت کرد و روی صندلی لم داد. نچ یاد ندادن، البته که این به خاطر تربیت خودته.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.