ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان اغنا از زاهده بیاتی با لینک مستقیم

رمان اغنا نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه

نویسنده رمان: زاهده بیاتی

تعداد صفحات: 1876

رمان اغنا

خلاصه رمان: ماهور دختر باهوش، مستقل و  باتجربه ای که مدیریت کارخونه مادریش رو بر عهده داره.. علاقه مندی های خودش رو به دور از چشم پدرش، دنبال میکنه تا اینکه در یکی از صخره نوردیها با بهرام آشنا میشه.. ماهور سعی میکنه رفتار دیکتاتورگونه پدرش و زیاده خواهی های برادر ناتنی خودش رو تحمل کنه تا کارخونه به نامش بشه همونطور که مادرش به پدرش گفته بوده، غافل از اینکه……

قسمتی از متن رمان اغنا

روزی که برای دانشگاه قبول شدم یه نفرم برای خوشحالی کردنم وجود نداشت وقتی تونستم اولین شرکتم رو ثبت کنم و کسب و کار خودمو راه بندازم، بازم کسی نبود تو هر موفقیتی که به دست می آوردم و دوست داشتم در موردش با کسی حرف بزنم هیچ کسی رو نداشتم شاید با خودت فکر کنی منی که از بچگی با این روند بزرگ شدم باید به این چیزا عادت کرده باشم؛ اما همیشه به حفره ی بزرگ پر از اندوه هست که هیچ وقت تمومی نداره حفره ای که هر بار بزرگ تر میشه هر بار میخوای بخش بی اهمیت باشی و بخش ها ندی اما اون زورش بیشتر میشه و تحت می چربه هر چقدرم در برابرش مقاومت کنی آخر شب وقتی که خیلیا تو خوشی های خودشون غرق هستن تو توی اون حفره غرق میشی و همه ی گذشته اتو به یاد میاریزمانی حرفاش تموم شده بود که نزدیک بهم و رو در روم روی تخت نشسته بود صداش هیچ گونه بغضی نداشت و تمام حرفاش رو در کمال آرامش و خیلی خونسرد زده بود.

می دونستم این بار غم بیشتر از سوی نگاه های سراسر پر از تحقیر حاج بابا نشات میگره . تکیه امو از بالشت پشت سرم جدا کردم و خودمو کمی به جلو کشیدم و ازش پرسیدم: _امروزم اون حفره هست ؟! نگاهش در صورتم چرخ خورد._روزی که می خواستم تمام واقعیت رو در مورد خودم بهت بگم، تمام شیش رو توی حفره بودم و به این فکر میکردم که اگه هم یکی نه چی میشه ؟! _الان که بهت نه نگفتم لبخندش جون گرفت درسته نه نگفتی و اونقدر خوشحالم که در تمام مدت دلم می خواد فریاد بزنم و به همه ی عالم بگم ولی رنگ نگاش پر از حسرت بود _ اما بازم کسی نیست که بهش بگم…. کسی نیست که از این حجم از خوشحالی با خبر بشه لحظه ای به چشماش چشم دوختم و آسوده از عقدی که انجام شده بود لب باز کردم و گفتم:

_همه ی آدما با خودشون حفره هایی دارن به سر یا حفره های دلشون خالی و یه سریا پر هر حفره بسته به آدمش سرنوشتی داره شایدم دیگه وقتش رسیده که حفره ی دلتو رها کنی و بیبای توی حفره ی دل من و حرفاتو به اون بزنی نگاهش هم خیره مونده بود. _لازم نیست به دنبال کسی باشی که بهش بگی چقدر خوشحالی اون یه نفر مقابلت نشسته با اشاره به خودم صورتمو بیشتر بهش نزدیک کردم و ادامه دادم.

رمان اغنا
نویسنده : زاهده بیاتی
ژانر : عاشقانه
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 11876

دانلود رایگان رمان اغنا اثر زاهده بیاتی

رمان اغنا 0 مگابایت فرمت ZIP
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

نظرات بسته شده اند