دانلود رمان سیاهنمایی از مریم پیروند با لینک مستقیم
رمان سیاهنمایی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، درام، مافیایی
نویسنده رمان: مریم پیروند
تعداد صفحات: 2274
خلاصه رمان: الوند پسری که حاصل یه رابطهی نامشروعه و چون همه اقوامِ پدرش بهش لقب حرو*مزاده دادن، سالهاست خانوادهشو ترک کرده و برای خودش یه زندگی عجیب و پرماجرا درست کرده، زندگی که پر از آدمهای جورواجور با شغل و سیاستهای کثیفه… توی کارهاش از یکی رقیبهای بزرگش ضربه میخوره و سعی میکنه برای تلافیِ کارش، به تک دخترِ اون شخص نزدیک بشه، دختری که از چند و چونِ کارهای باباش اطلاع داره و حاضره برای نجات جونش، حتی خودشو قربانی کنه…
قسمتی از متن رمان سیاهنمایی
زل زده به تابلوی مقابلم، به سیگار پک زدم… اولین بار نیست که این اسم به چشمم میاد، ولی مثل همیشه باز هم پوزخند به لبم آورد. مدت هاست دارم با این اسم زندگی میکنم و هربار این به ذهنم میرسه “نبات قند شيريني” لبخند مسخره ای زدم و چشمام رو روی تابلو تاریک و تنگ کردم. وقتش رسيده… – وقت جی؟ انگار فکرم رو به زبون آوردم که محسن یهویی تو چاه
افکارم پرت شد… هیچی… پرونده رو یکبار دیگه نگاه کردم و به اسن بالای صفحه و عکسش زل زدم…
خودکار رو برداشتم و چیزی که روی تابلوی مقابلم بود کنار اسمش نوشتم متخصص زنان و زایمان پوزخند تاریکی زدم و سر بالا گرفتم… اسمش با حروف های درشت کنارش با درخشش طلایی بهم چشمک میزدن- پس یه خانم دکتر معروف شده…
و دنبال کرد. محسن اوهومی گفت و خط نگاهم و دنبال کرد. جون باباشه… براش خون میریزه شنیدم اینم براش کم نمیذاره !
گفتم و به عکسش نگاه کردم محسن با تایید سر تکون دادم و سیگاری روشن کرد سیگاری روشن کرد.
نگاهم و به عکس ،دید طبق معمول توضیح میداد – از اونجایی که بچه ها پیگیری کردن فهمیدن سر یه بحث پیچیده با “عطا شیپوری تازگی ها تو دردسر افتاده که مجبور شده دخترشو به عقد پسرش در بیاره جالبه که دختره هم با این همه ادعا رو حرفِ باباش نه نیورده مراسمشون یک ماهه دیگه ست فهمیدیم میخوان مراسم و تو باغ باباش بگیرن… خودت که میدونی کسی با این وجنات و تحصیل نمیاد زن کسی بشه که هم کارش لنگ میزنه هم اختلاف سنيشون زیاده –
– خب جالبیش همینجاست این دختره چطوری راضی شده بخاطر باباش بیفته تو این هچل؟ شونه ای بالا انداخت – بچه ها از غرورش میگن از وقتی این مطبم باز کرده خدارو بنده نیست با این کبکبه عجيبه خودشو قاطي مسائل باباش کرده پای جون باباش در میون بود اگه اینکارو نمیکرد عجیب می شد… با تایید از حرفم یکی به سیگارش زد و رد نگاهم رو دوباره روی تابلوی مقابل گرفت.
دانلود رایگان رمان سیاهنمایی اثر مریم پیروند
رمان سیاهنمایی 0 مگابایت فرمت ZIPپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت