دانلود رمان دریاپرست از فاطمه زایری با لینک مستقیم
رمان دریاپرست نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه ،معمایی
نویسنده رمان: فاطمه زایری
تعداد صفحات: 2366
خلاصه رمان: ترمه، از خانوادهی خود و طایفهای که برای بُریدن سرش متفقالقول شده و بر سر کشتن او تاس انداخته بودند، میگریزد؛ اما پس از سالها، درحالی که همه او را مُرده و در خاک میپندارند، با هویتی جدید و چهرهای ناشناس به شهر آباءواجدادیاش بازمیگردد تا تهمتها و افتراهای مردم را از نام قبلیاش پاک کند که درست در بدو ورودش، با خواستگاریِ تکپسر حاجفتاح زرمهر، مواجه میشود. مَردی که در روزهای دور، یکی از داوطلبان بُریدن سرش بود…
قسمتی از متن رمان دریاپرست
و عصایش را که بیشتر شبیه اسباب بازی ای برای رخ کشیدن قدرتش بود از لبه ی میز برداشت و آن را با صلابت روی زمین کوبید و سمت در رفت تا چند قدم دنبالش کردم و بعد در اولین صندلی میز ده نفره نشستم و با دیدن عماد که در رأس میز نشسته بود تلخ شدم فکر نمی کنی بهتر باشه طرف دیگه ی میز بشینی و مقابل من باشی؟ اینکه تو بالاترین قسمت میشینی شبیه تبعیضه در حالی که فکر نمیکنم بین ما فرق از دیدگاه انسانی باشه…
نفهمیدم چقدر متوجه حرفهایم شد. فقط فنجانش را بالا برد و قبل از اینکه جرعه ای بنوشد، نگاهی به لباس های بیرونی که برتنم بود انداخت و پرسید؛ جایی میری؟ باید اجازه بگیرم؟ بعد از شیندن حرف های خاتون گارد محکمی در برابرش داشتم و به هیچ وجه نمیخواستم زیر چتر استبدادش یک گوشه پناه بگیرم و دلم را خوش کنم به یک زندگی عاری از آزادی برای من اینکه خودم باشم حرف اول را در زندگی می زد.
و عماد هم انگار در چشمهایم چیزی خواند که با دم عمیقی گفت: اجازه نه؛ اما خبر دادن ضروریه. تای ابرویم بالا پرید به تو؟ حالا لب هایش چسبیده بود به لبه ی فنجان؛ اما باز هم برای نوشیدن مکث کرد. وقتى من نیستم به خاتون به نظر میاد خاتون بیشتر از به خدمتکاره. انگار درست حدس زده بودم که پس از نوشیدن جرعه ای و پایین آوردن فنجانش بی نگاه به صورتم سر تکان داد. نخواست توضیحی دهد و فقط تأیید کرد.
دانلود رایگان رمان دریاپرست اثر فاطمه زایری
رمان دریاپرست 0 مگابایت فرمت ZIPپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت