دانلود رمان ریسک از اکرم حسین زاده با لینک مستقیم
رمان ریسک نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، معمایی
نویسنده رمان: اکرم حسین زاده
تعداد صفحات: 3606
خلاصه رمان: نگاهش با دقت بیشتری روی کارتهای در دستش سیر کرد. دور آخر بود و سرنوشت بازی مشخص میشد. صدای بلند موزیک فضا را پر کرده بود و هیاهو و سروصدا بیداد میکرد. با وجود فضای نیمهتاریک آنجا و نورچراغهایی که مدام رنگ عوض میکردند، لامپ بالای میز، نور نسبتاً ثابتی برای افراد دور میز فراهم کرده بود. یکی گفت: – آرادخان نوبت شماست! کمرش فشار مضاعفی به پشتی صندلی وارد آورد. لبش کمی کش آمد، نیاز به ریسک داشت. یا همهچیز یا هیچچیز! کارت آسش را رو کرد و با ژست خاص خودش روی میز انداخت.
قسمتی از متن رمان ریسک
کمر از صندلی گرفت و آرنجش را روی میز قرار داد. خوب میدانست طرف کارمند کارخانه است و حق تغییر قیمت ندارد و این ده درصد را به شکم خودش روانه میکند. چقدر از آدمهای طماع بدش میآمد. جدی و پراخم گفت: بیرون! مرد در حال برداشتن دفتر دستکش برخاست: ضرر کردین ببینید کی گفتم.
پوفی کشید. -به سلامت! چشمان جدی اش او را دنبال کرد هنوز در کامل بسته نشده بود که ساسان در حالی که از خارج شدن زودتر از انتظار مرد متعجب بود وارد شد. -چی شد پس؟ دستی تکان داد.
هیچی ده درصد برای بستن قرارداد رشوه میخواست. -تو چه خبر؟ ساسان هنوز در کف خروج او بود. -آراد مطمئنی کار درستی کردی؟ اخم کرد. -خبر خاصی نداری برو بیرون …
وارد حیاط شد و موتور را یک گوشه رها کرد احوالش جوری نبود که مثل همیشه از همان دم در صدایش برای دادن سلام به مادرش بالا رود. راه سمت گوشهی حیاط کج کرد و چهار پله منتهی به زیرزمین را پایین رفت. با روشن کردن چراغ هرچند کلی خرت و پرت وجود داشت ولى علم سیاه با نوارهای سبز رنگ چیزی نبود که نتواند پیدایش کند.
مادرش هر بار بعد اربعین آن را میشست و با وسواس خاصی رویش را با نایلون میپوشاند تا گرد و خاک به خودش نگیرد.دست رویش کشید و نگاهش روی زوارهای سبزش تنگ شد. نفسش برای بالا پایین رفتن بازی در میآورد. هنوز زنگ صدای حاج حسن به گوشش بود و چشمان سرمه ای… پووفی کشید تا آن روز هر غلطی کرده بود غیر اینکه چشم روی ناموس کسی داشته باشد.
پیشانی روی علم گذاشت و لحظاتی چشم بست. -امروز آبروی کی رو خریدی ارباب؟ دستش روی علم سیر کرد و نفسش رها شد. سوزش پر شده در چشمانش نباید دلیلی غیر از گردوخاک موجود در زیر زمین میداشت …
دانلود رایگان رمان ریسک اثر اکرم حسین زاده
رمان ریسک 0 مگابایت فرمت ZIPپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت