ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان قلب مدفون از فرانسیس هاردینگ با لینک مستقیم

رمان قلب مدفون نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، فانتزی، تخیلی، هیجانی، معمایی

نویسنده رمان: فرانسیس هاردینگ 

تعداد صفحات: 1023

خلاصه رمان: «ساکنین جزیره ی «میریاد» برای قرن ها، خدایان بی رحم و ترسناکی را می پرستیدند که از زیر دریا سر بر می آوردند. اکنون، سی سال از نابودی خدایان می گذرد و افرادی که جرأت می کنند به زیر آب بروند و بقایای جادویی خدایان را پیدا کنند، می توانند ثروت زیادی را از طریق فروش این بقایا به دست آورند. نوجوانی چهارده ساله و بی سرپرست به نام «هارک»، از طریق تعریف کردن داستان هایی غیرواقعی به مشتریان ساده لوح پول درمی آورد، در حالی که آرزوی آینده ای بهتر را در سر دارد. بهترین دوست «هارک»، «جلت»، همیشه از او مراقبت کرده است. «جلت» اما فریبکار، سوءاستفاده گر و خطرناک نیز هست. درست زمانی که فرصت هایی جدید برای «هارک» پیش می آید، «جلت» او را وارد یک نقشه ی مخاطره آمیز دیگر می کند. «جلت» در این ماجراجویی تا آستانه ی غرق شدن پیش می رود اما…

قسمتی از متن رمان قلب مدفون 

تا اینجای روز هوا صاف بود، اما جزیره‌های دوردست افق کم‌کم داشتند در مِهی که وعدهٔ باران می‌داد مات و پنهان می‌شدند. بوی خرچنگ‌های کبابی از آتشدان‌های کنار دریا به مشام هارک رسید و یکباره احساس کرد دارد از عشق به جزیره‌اش مدهوش می‌شود. همهٔ چهارده سال عمرش را در ساحل‌های ناهموار اشتیاق بانو گذرانده بود، اما جز درس‌هایی که از آن گرفته بود، به چیز دیگری نیاز نداشت. هرچه باشد، همه‌کس و همه‌چیز دیر یا زود به جزیرهٔ او می‌آمدند که البته بیشتر وقت‌ها یا گم شده و یا در هم شکسته بودند، اما مهم نبود. او به لهجه‌های جورواجور این جزیره، به رفت‌وآمد کشتی‌های بزرگ و به فروش یواشکی تقریباً همه‌چیز در آن عشق می‌ورزید. او عاشق ذات دغل‌کار و طمع‌کارش بود.

جِلت هم باید اینجا بود و می‌دید. اصلاً جلت کدوم گوری غیبش زده؟ این فکر بی‌هوا به ذهنش افتاد و لشکری از نگرانی‌ها هم پشت سرش شتابان حمله کردند.

جلت از هارک خواسته بود آن روز صبح کنار تلمبه‌خانه به دیدنش برود تا دربارهٔ «کاری» حرف بزنند که یک نفر می‌خواست برایش بکنند. هارک دو ساعت آنجا منتظرش مانده بود تا اینکه دیگر ناامید شده بود. جلت همیشه همین‌طوری بود. وقت‌هایی که مهم بود همیشه در کنارت بود، اما بقیهٔ وقت‌ها بدون اینکه توضیحی بدهد یا عذرخواهی کند، مثل گربه‌ها برای خودش می‌آمد و می‌رفت.

هارک می‌دانست که احتمالاً جلت سرش به جایی گرم شده. با وجود این، با هر ساعتی که می‌گذشت و از بهترین دوست هارک خبری نمی‌شد کرم انگل تهوع‌آور اضطراب مثل خوره به جان دل‌وروده‌اش می‌افتاد. جلت دشمن زیاد داشت و گذشته‌اش هم پر از اتفاق‌هایی بود که گاهی دامن‌گیرش می‌شدند.

مرد تاجر چشم‌هایش را هم کشیده بود و از دریچهٔ دوربینِ تک‌چشمی به اسکله نگاه می‌کرد. «حالا چه‌جوری باید فرزند اعماق رو تشخیص بدیم؟»

«ای‌بابا، حتماً اون رو می‌شناسی! طولش اندازهٔ یه قایق دودَکله‌ست؛ یه کاوندهٔ درست‌وحسابیِ زیردریاست. سی‌تا پارو داره، بدنه‌ش از فولاد خشکه۸ سیاهه، ده‌تا چنگک و سه‌تا پرهٔ عقبی داره. بهترین و بزرگ‌ترین زیردریایی بازیابیه. چشم جمعیت که بهش بیفته، دیوونه می‌شن.» هارک هم مثل بقیهٔ ساکنان اشتیاق بانو، حسابی به فرزند اعماق افتخار می‌کرد.

رمان قلب مدفون
نویسنده : فرانسیس هاردینگ
ژانر : عاشقانه، فانتزی، تخیلی، هیجانی، معمایی
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 1023

دانلود رایگان رمان قلب مدفون اثر فرانسیس هاردینگ

رمان قلب مدفون 0 مگابایت فرمت ZIP
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

نظرات بسته شده اند