ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان فرنوی از مه‌سآ با لینک مستقیم

رمان فرنوی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، مافیایی ، بزرگسال

نویسنده رمان: مه‌سآ

تعداد صفحات: 256

خلاصه رمان: دختری که عاشق سلبریتی و بلاگر شدنِ، دختری که برای رسیدن به مشهورترین و معروف‌ترین خواننده دست به بلاگر شدن می‌زنه.
دختر کوچولوی چموشی که برای نزدیکی به سلبریتیِ خشن به عنوان عکاس وارد صحنه می‌شه اما شبونه شاهد قتلی می‌شه که ورق زندگیش یک شبه برمی‌گرده!.
سلبریتی خشنی که با مدیربرنامه‌اش دست به یکی‌ می‌کنه و با کار درست ترین قاتل همکاری می‌کنه تا شاهد قتل رو از زندگی حذف کنه!

قسمتی از متن رمان فرنوی

اگه دوتا راه داشته باشید از بین مرگ و زندگی کدوم و انتخاب میکنید؟!

تا حالا شده بین قلب و عقلتون جنگِ سختی شکل بگیره؟.!

درونِ من جنگ بزرگی بود، قلبِ احمق من عاشق مافیای سلبریتی شده بود!

آب دهنم رو قورت دادم و با ترس خیره به صحنهی ترسناک شدم.

دستهای لرزونم رو نزدیک دهنم بردم و محکم انگشتهام رو روی لبم فشردم تا صدایی ازم بیرون نره.

باورم نمیشد سلبریتی مشهوری که همهی مردم حاضرن به خاطر خوشقلب بودنش قسم بخورن جلوی چشمهای خودم ماشهی اسلحه رو کشید..

دست و پاهام یخ کرده بود قلبم تحمل دیدنِ صحنهی کذایی قتل رو نداشت..

باورم نمیشد جلوی چشمهام همین چند دقیقه پیش یه آدم بیگناه مُرد!

نفس عمیقی کشیدم و عرق سرد پیشونیم رو کنار زدم و با صدای زنگ گوشیم هول کرده سایلنتش کردم و توی جیبم گذاشتم ولی منِ احمق هوشیارشون کرده بودم.

دعا دعا میکردم کسی منُ این پشت پیدا نکنه ولی طولی نکشید که قامتِ هامین روی تنم سایه انداخت و آب دهنم رو قورت دادم که با پوزخند ترسناکی گفت:

-شاهد قتل باید بمیره!

ترسیده جیغ کشیدم که مچ دستم رو کشید و از پشت دیوار بیرون آوردم و عصبی روی زمین پرتم کرد که دردِ بدی توی پهلوم و پام پیچید. سرم رو بالا آوردم و ترسیده تو چشمهای ترسناکش خیره شدم که با صدای آشنایی سرم رو به عقب چرخوندم.فِرنوی مه سا

-نمیتونی همینطوری اجازه بدی زنده بمونه، بسپارش به من بیسر و صدا حلش میکنم!

ترسیده جلوی هامین زانو زدم و بغض کرده موهام رو کنار زدم و رو بهش گفتم:

-تروخدا التماست میکنم، من هیچی ندیدم، به کسی چیزی نمیگم، خواهش میکنم بزار زنده بمونم..

پوزخندِ عصبیای زد و خم شد و چونهام رو توی دستش گرفت و وحشیانه چونهام رو به سمت جسدی که غرق  در خون بود چرخوند و کنار گوشم با لحن هشدارآمیزی گفت:

-فکر کردی میزارم کسی از رازِ سلبریتیِ مشهور خبردار شه کوچولو؟!

موهام روی صورتم ریخته بود و انگشتش رو روی چتریهام کشید و با عصبانیت غرید:

-من هرکسی که رازم رو بفهمه سر به نیست میکنم و از زمین محوش میکنم جوری که انگار اصلا وجود نداشته، حالا توقع داری اجازه بدم تویی که فهمیدی من رئیس مافیام و شاهد قتل بودی زنده بمونی بلاگر کوچولو؟

رمان فرنوی
نویسنده : مه‌سآ
ژانر : عاشقانه، مافیایی ، بزرگسال
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 256

دانلود رایگان رمان فرنوی اثر مه‌سآ

رمان فرنوی 0 مگابایت فرمت ZIP
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

نظرات بسته شده اند