ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان نقطه شبنم از فرزانه صفایی با لینک مستقیم

رمان نقطه شبنم نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه

نویسنده رمان: فرزانه صفایی

تعداد صفحات: 3046

خلاصه رمان: نادرخان که از طلافروشان قدیمی و اسم‌ورسم‌دار شیراز است همچون پدرسالار تمام اعضای خانوده‌اش را تحت سلطه‌ی خود دارد و درواقع بر آن‌ها حکومت می‌کند. کار و زندگی همه‌شان وابسته به اوست تا آن‌جا که در خصوصی‌ترین مسائل‌شان دخالت می‌کند و عمدتاً هم به نتایج مطلوب می‌رسد. مگر در چند مورد خاص! دو فرزند و یک نوه‌! آن‌ها که نتوانستد زیر بار این سطله‌ی ناعادلانه زندگی کنند و مقابل نادرخان ایستادند، اما مسلماً ایستادن مقابل نادرخان بهایی دارد که همه‌کس حاضر به پرداخت آن نیست. همه‌کس جز، باقر و باران و افشین که پیه خروج از زیر سایه‌ی نادرخان را به تن مالیدند و عواقبش را به جان خریدند…

قسمتی از متن رمان نقطه شبنم 

الان کلی طول میکشه تا اسنپ گیرمون بیاد مامانم خونه تنهاست یه وقت دوباره اضطرابش شدید میشه ناهارمون رو میریزه تو سطل آشغال! صدای بیرون دادن نفسش را شنیدم. شیشه ی عینکش هم بخار کرد این روزها زیاد از این نفس ها بیرون میداد. شاید فقط یک درصدش به خاطر اضطراب بعد از کرونای مامان و بیماری سخت خودش بود. آن نودونه درصد باقی مانده به فربد ربط داشت. به فربد و فکرهای توی سرش… قدمی که برای رفتن برداشت سرم بی اجازه به پشت چرخید.

جایی حوالی میز آب معدنی ها، اما قبل از آن که چشمم به اشاره ای دیگر بیفتد سرم را چرخاندم و دنبال بابا رفتم. بطری هنوز توی مشتم بود. من هم مثل بابا آب نمی خواستم فقط از دستم در رفته و به هوای اشاره ی آخر، بهانه اش کرده بودم و می دانستم که اشتباه کرده ام. انگار می خواستم اشتباه را از خودم دور کنم که بطری آب را به پسر بچه ای دادم که لابه لای قبرها پرسه می زد و یک جاروی تکه پاره هم در دستش بود پول هم میخواست می دانستم که نباید بهش پول بدهم.

دلم نمی آمد که نادیده اش بگیرم. چند سال پیش توی خیابان مردی جلوام را گرفت و پول خواست مشخصاً گدا بود. آن روزها هنوز گاهی از دستم در می رفت و بهشان کمک میکردم. فقط یک تراول پنجاه تومانی و یک اسکناس هزار تومانی توی جیبم بود. هزاری را که بهش دادم، عصبانی گفت: مگه داری به گدا پول میدی! آن روزها حتی هنوز پانصد تومانی هم توی بورس بود و آقای گدا نمی خواست بپذیرد که خیلی واضح دارد گدایی میکند از آن به بعد دیگر به شان کمک نمی کردم.

رمان نقطه شبنم
نویسنده : فرزانه صفایی
ژانر : عاشقانه
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 3046

دانلود رایگان رمان نقطه شبنم اثر فرزانه صفایی

دانلود رمان نقطه شبنم 0 مگابایت فرمت ZIP
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

نظرات بسته شده اند