دانلود رمان ماز به قلم هانیه وطن خواه با لینک مستقیم
رمان ماز نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، معمایی
نویسنده رمان: هانیه وطن خواه
تعداد صفحات: 1210
خلاصه رمان: یه ماز بزرگ تو مغز منه…دقیقا یه جایی که تو حتی فکرشو هم نمی تونی بکنی…این ماز یک کم پیچیده است…یعنی این طور بگم که این ماز اونقدری پیچیده است که تو نتونی ازش خلاص بشی…من این مازو درست کردم …فقط خودم بلدشم..نمی تونی…نمی تونی ازش خلاص بشی…اشتباه بزرگی کردی..از وقتی پاتو تو ماز ذهن من گذاشتی، اشتباه بزرگی کردی..
قسمتی از متن رمان ماز
دختر مو بلوند زیبا بدون هیچ حرفی، شومیز سفید رنگی همراه شلوار آبی کاربنی به سمتم گرفته بود و من در حمام
در حال پوشیدنش بودم. روزهای اول به زبان ترکش سرم داد و بیداد می کرد و متوجه می شدم که فحش میداد اما کم کم او هم در مقابلم سکوت را انتخاب کرد. از حمام خارج شدم
اشاره زد از دستگاه برای شیو صورتم استفاده کنم. پوست رنگ پریده ام زیر دستگاه سفیدتر شد. موهایم را بدون هیچ اشاره ای از او شانه زدم؛ بافتم.
و فکر کردم اگر آدم چند سال قبل بودم، از دست این حجم
موی بلند کلافه میشدم. از جا برخاستم. اشاره زد، جلوتر از او از اتاق خارج شوم. خاطره آخرین باری که از دخمه ای که برایم تدارک دیده بودند، خارج شدم، زیاد هم جذاب نبود.
هوای ساختمان گرم بود. نشیمن زیبا و پر از تجملات طبقه بالا را به وسیله پله های پهناور و سنگی پایین رفتیم.
کتانی هایی که لحظه آخر پوشیده بودم، انتخاب خوبی برای این پله های لیز و بدون ذره ای غبار بود. سالن طبقه پایین را دیده بودم. همان سالن وحشتناکی بود که آخرین بار مرا به مرگ نزدیک ساخت. روی همان مبلی که بار قبل نشسته بودم، نشستم و دختر از من فاصله گرفت. از مردهای کت و شلوار پوش خبری نبود. خانم مهربان و فربه ای که هر شب برایم دم نوش می آورد، در آن لباس خدمه خوش دوخت، سمتم آمد.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.