دانلود رمان ریسک به قلم اکرم حسین زاده با لینک مستقیم
رمان ریسک نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، معمایی
نویسنده رمان: اکرم حسین زاده
تعداد صفحات: 3609
خلاصه رمان: نگاهش با دقت بیشتری روی کارتهای در دستش سیر کرد. دور آخر بود و سرنوشت بازی مشخص میشد. صدای بلند موزیک فضا را پر کرده بود و هیاهو و سروصدا بیداد میکرد. با وجود فضای نیمه تاریک آنجا و نور چراغ هایی که مدام رنگ عوض میکردند، لامپ بالای میز، نور نسبتاً ثابتی برای افراد دور میز فراهم کرده بود. یکی گفت: آرادخان نوبت شماست! کمرش فشار مضاعفی به پشتی صندلی وارد آورد. لبش کمی کش آمد، نیاز به ریسک داشت. یا همه چیز یا هیچچیز! کارت آسش را رو کرد و با ژست خاص خودش روی میز انداخت.
قسمتی از متن رمان ریسک
قدم زدن کنار ساحل، حسی داشت که برایش خیلی جدید بود. فاصله خانه هایشان آن قدر نبود که احتیاجی به ماشین باشد. یعنی باید خدا را شکر می کرد که فاصله ی زیادی ندارند وگرنه دختر حاج حسن را چطور میخواست سوار ترک موتورش کند. ابروانش بی اختیار کمی به هم نزدیک شد، یعنی واقعاً داشت کار درستی میکرد؟ او که در همان گام اول کم آورده بود. نه که از بودن و خواستن ساحل لذت نبرد و خوشش نیاید….
نه فقط شرایطش واقعاً با این ازدواج سازگار نبود نیم نگاهش سمت صورت چون ماه ساحل رفت و حجب و حیایی که میتوانست سرش قسم بخورد ناز و معصوم بهترین صفتی بود که میتوانست به او بدهد. نفسش کمی کشدار سینه اش را شکافت و بیرون پرید. نفس بلند امیر نگاه ساحل را سمت او کشاند. طوری شده؟ امیر ایستاد و دست میان موهایش برد، به قدری کلافه بود که ساحل را نگران کرد.
خوبی؟ چی شده؟ نگاه امیر پر از صداقت بود، وقتی گفت: هر جور به این ازدواج نگاه میکنم میبینم خواستن تو عین خودخواهی منه و چه حکمتیه با وجود دونستن این مسئله باز نمیتونم نخوام. ساحل نگاه دختر در جا تر شد و لبانش بی اراده تکان خورد به گفتن: امیر!!! تبسم به لب های امیر شکل داد.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.