دانلود رمان ردپای آرامش به قلم الهام صفری با لینک مستقیم
رمان ردپای آرامش نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: الهام صفری
تعداد صفحات: 1331
خلاصه رمان: سوهان را آهسته و با دقت روی ناخن های نیکی حرکت داد و لاک سرمهایش را پاک کرد. نیکی مثل همیشه مشغول پرحرفی بود. موضوع صحبتش هم چیزی جز رابطهاش با بابک نبود. امروز از آن روزهایی بود که دلش حسابی پر بود. شاکی و پر اخم داشت غر میزد: بعد از یه سال و خردهای هنوز میگه زوده، میگه شناخت. بابا به کی بگم من همینقدر کافیه برام….. دارم به این نتیجه میرسم که اصلا قصد ازدواج نداره و اینا همه بهونهس!
قسمتی از متن رمان ردپای آرامش
خوبه! احساس کرد دوستش حرفی را پشت لبهایش نگه داشته است. نظرت چیه؟ به نظرت اشتباه میکنم؟ خودت بهتر میدونی فقط باید ببینی ارزششو داره از جوونی و زیبایی و وجودت مایه بذاری همه چیز پول نیست. نمی خواست بذر تردید در وجودش رشد کند. میخواست مستقل شود بی نیاز از پدرش مشکلش این بود که دوست نداشت مجبور شود مثل مادر برای زندگی به شهرهای اطراف تهران برود و در محله های پایین آن شهرها خانه ای اجاره کند.
دوست داشت همین جا در همین شهر پر از دود و آلودگی در یکی از محله های متوسط جایی را داشته باشد که بعد از کار محل امنی برای استراحت و زندگی اش باشد. بدون شنیدن غرولندهای پدر و دیدن تبعی ضهای آشکار و تعصب هایش. داره یگان دیگه نمیتونم بابام رو تحمل کنم. رفتن و موندن پیش مامانمم اشتباه محضه. آیدا کارش تمام شد و آمد کنارشان نشست.
الهه رد شد و لبخند مصنوعی نثار یگانه کرد یگانه حساب کار را کرد. بلند شد و کنار میز منشی ایستاد و طوری که به گوش الهه برسد از وضعیت وقتهای داده شده پرسید. مهرناز خلاصه حرفهایش را برای آیدا تکرار کرد. یگانه برگشت و کنارشان نشست. آیدا با کنجکاوی از خانه ی انوش سؤال کرد و مهرناز با اشتیاق جواب داد خونه نگو کاخ بگوا باور کن تا چند دیقه هنگ بودم. هر لحظه انتظار داشتم ندیمه ها بیان و جلومون تعظیم کنن.
دانلود رایگان رمان ردپای آرامش اثر الهام صفری
دانلود رمان ردپای آرامش 8.11 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت