دانلود رمان بانوی دورگه به قلم دل آرا فاضل با لینک مستقیم
رمان بانوی دورگه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: دل آرا فاضل
تعداد صفحات: 1082
خلاصه رمان: سیگاری که بین انگشت هام بود رو توی جاسیگاری خاموش کردم، و به خاموش شدنش چشم دوختم. بعد از چند ثانیه که کلا داشت خاموش میشد و جرقه های قرمز رنگش به خاکستر تبدیل میشدن، نگاهم رو ازش گرفتم و به تلویزیون دوختم. قبلنا تو گذشته های خیلی دور وقتی که بچه بودم فکر میکردم آدما توی تلویزیون زندگی میکنن و به داخل تلویزیون وارد و خارج میشن و خیلی دلم میخواست وقتی بزرگ شدم بتونم برم داخل تلویزیون و اونجا زندگی کنم.
قسمتی از متن رمان بانوی دورگه
کمی به جلو روی زانوهام خم شدم. زنعمو میگم مداد رنگی ندارم برات خجالت بکشم. استغفرالله زیر لب گفت و رهام خنده خفه اما بلندی کرد که با چشم غره بابا ساکت شد. هر دفعه وضعمون همین بود، من نمیتونم جلوی دهنم رو بگم و یهو خود به خود باز میشه و یه چیزی می پرونه بعد رهام زارت با صدای بلندی میزنه زیر خنده و پخش زمین می شه و آخر سر هم بابا و مامان جفت مون رو دعوا می کنن.
به خصوص منه بدبخت که اختیار دهنم دست خودم نیست. عمو حسین همون طور وسط حرف هاشون رو به بابا کرد…تو نمی خوای دخترت رو شوهر بدی؟ تا اینقدر بی پروا نباشه؟ یا حداقل یکم تغییر کنه! بابا کمی رو مبل جابه جا شد. چی بگم والا؟ خودش نمیخواد نمیتونم که بهش زور بگم؟ درضمن هاله الان بزرگ شده…اون وسط خداداد باز دوباره بی خود و بی جهت دهن باز کرد و گفت: برای خودش مردی شده! و عر عر به این حرفش خندید، کلافه گفتم: این باز حرف زد! این باز حرف زد!!!
بابا با سرفه ای که کرد حرفش رو ادامه داد. خودش می تونه برای خودش تصمیم بگیره! اون الان وکیله و یه دختر مستقله! عمو به رویا که سرش تا اعماق زمین خم بود و می ترسیدم مهره های گردنش جا به جا بشه اشاره کرد. چه ربطی داره؟ الان رویا هم دکتره و تو این سن کلی هم خواستگار داره!. رهام با تعجب رو به رویا گفت: ا؟ ببینم مگه تو سه سال نیست پشت کنکوری؟ اصلاً کی برای تو خواستگار اومد که من خبر ندارم؟
دانلود رایگان رمان بانوی دورگه اثر دل آرا فاضل
دانلود رمان بانوی دورگه 12.25 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت