دانلود رمان طالع آغشته به خون به قلم مهلا حامدی با لینک مستقیم
رمان طالع آغشته به خون نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، انتقامی، هیجانی، معمایی
نویسنده رمان: مهلا حامدی
تعداد صفحات: 510
خلاصه رمان: بهش میگن گورکن، یه قاتل زنجیرهای حرفهای که هیچ ردی از خودش به جا نمیزاره… تشنه به خون و زخم دیدست… رحم و مروت تو وجود تاریکش یعنی افسانه…چشمان سیاه نافذش و هیکل تومندش همچون گرگی درندست…حالا چی میشه؟ اگه یه دختر هر چند ناخواسته تو کارش سرک بکشه! و با چهرهی واقعی او آشنا بشه… حکم میگه که باید اسیر بشه، اسیر او اما…
قسمتی از متن رمان طالع آغشته به خون
آن وقت بود که خانواد ه اش را بر می داشت و قبل از ا ینکه دست آدمهای ولیعهد بهشان برسد. از این کشور می رفت. دروغ نمیگم به خدا ق…قسم دروغ نمی …گم. همه ف…فکر کردن دستور منه، اما منم مجبور، ش…شدم و با جون خانوادم تهد…ید مرد رو به رو یش شبیه به دیوانه ها افسار گسیخته به سمتش حمله ور شد و مشت محکمی حواله ی صورت آش و لاش شده اش کرد.
یقه ی پاره شده پیراهنش را در دست گرفت و عربده کشید: دروغ میگی دروغ میگی مرتیکه….دروغ نمیگم…لحن محکم سلیم او را به مرز جنون کشاند. رویش خیمه زد و از دوطرف صورتش را مورد حمله ی مشتهایش قرار داد. آنقدر زد و زد تا خالی شود. بسه بسه دروغ نگو دروغ نگو عربده هایش گلویش را می خراشید. محافظش نگران نزدیکش شد و سعی کرد جلویش را تا قبل از اینکه سلیم را به کشتن دهد بگیرد.
قربان الان وقتش نیست وقتش نیست. نه تا قبل از شنیدن حقایق هاکان کنار کشیده روی زمین نفس نفس میزد. بس نبود! هشت سال زنده ماندن در عین مردن بس نبود! آلوده به کشتن بس نبود! تقاص چه کار نکرده قبلش را پس میداد. او که همیشه تا حتی الامکان از کارهای پدر و برادرش فاصله می گرفت. پس تقاص چه را پس می داد نمیدانست! او حتی نمیدانست که امشب پایانش نیست بلکه شروع حکایت آویخته به خونش است.
دانلود رایگان رمان طالع آغشته به خون اثر مهلا حامدی
دانلود رمان طالع آغشته به خون 7.96 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت