دانلود رمان عیان به قلم آذر اول با لینک مستقیم
رمان عیان نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، معمایی
نویسنده رمان: آذر اول
تعداد صفحات: 1618
خلاصه رمان: جلوی شوهر قبلیت هم غذای شور گذاشتی که در رفت!؟ بغضم را به سختی قورت می دهم. ب..ببخشید، مگه شوره؟ هاتف در جواب قاشق را محکم روی میز میکوبد. نیشخند ریزی میزند. نه شیرینه..من مرض دارم می گم شوره
قسمتی از متن رمان عیان
اااا فکر کردی می ذارم عینهو گنجیشک غذا بخوری… ـ بخور عزیزم.. بخور.. بعد ازین باس زیاد بخوری.. داری لوسم می کنی، هاتف..! اینو نمی خوام و َاه َاه دوس ندارم و پیف پیف بو می ده نداریم.. شنفتی چی میگم خانم ریزه..؟ نتوانستم جلوی لبخندم را بگیرم و به رفتارهایش خندیدم…تمام وجودم آکنده از عشقی بی نهایت است، عشقی که تنها از من دیوانه بر می آمد و بس…!
من به این فکر می کنم پسرش را هم به قدر خودش می پرستم…حالا دیگر خودم را زنی جا مانده از قطار خوشبختی نمی بینم. قطاری که هر از گاه سوت می کشد و صفحه ای از زندگی من را ورق می زند. گاه شتاب می گیرد و گاهی بنظر کند جلو می رود. نگاهم بی اختیار به سمت هامون می دود. پسر بچه ای که حالا برای خود مردی شده و شباهت عجیبی به هاتف دارد. گویی فقط سیاهی چشمانش را از من ارث برده بود و دیگر هیچ..
کنار همتا نشسته و برایش نقاشی می کشد. داداشی.. اجاژه می دی بلم جیش کنم؟ جایی نریا، باشه؟ هامون دستی به موهای َلختش می کشد. نمی رم ابجی کوچیکه… برو تا خیس نکردی خودتو همتا به سمت دستشویی میدود. هامون را صدا می کنم. جانم مامان…؟ چهار دست و پا سمت من می آید. می دونستی چقدر دوست دارم…؟ دست هایش را دو ِر گردنم حلقه می کند. ولی من عاشقتم مامان… مثه بابا.. اخه اون همیشه می گه هیشکی نمی تونه مثه من عاشق مامانت باشه….
دانلود رایگان رمان عیان اثر آذر اول
دانلود رمان عیان 4.59 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت