ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان برگریزان به قلم ناشناس با لینک مستقیم

رمان برگریزان نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: ناشناس

تعداد صفحات: 2580

دانلود رمان برگریزان

خلاصه رمان: سحر پدرش رو از دست داده و نامادریش به دروغ و با دغل بازی تمام ارثیه پدریش سحر رو بنام خودش میزنه و اونو کلفت خونه ش میکنه. با ورود فرهاد …

قسمتی از متن رمان برگریزان  

کسی که اینجا نیست فکر کنم خیالاتی شدی…با گریه گفت: نه به خدا نه یه نفر توخونم بود من توی کمد قایم شدم که پیدام نکرد. باشه اروم باش بشین کمی برات اب بیارم. محکم خودش و بهم چسبوند و گفت: نه توروخدا نه توبری من میترسم. روی مبل نشوندمش و گفتم ببین من جایی نمیرم فقط تا اشپزخونت میرم و یه لیوان اب میارم همین. ازش فاصله گرفتم و از اشپزخونه یه لیوان اوردم و کنارش نشستم.

لیوان و به دستش دادم و مجبورش کردم کمی بخوره. از بس گریه کرده چشماش قرمز شده بود و رنگ به صورت نداشت. اب و که خورد باز خودشو به من چسبوند و بازومو گرفت. خیلی ترسیده بود و نمیشد حرفی بهش بزنم. پس سکوت کردم اون با نزدیک شدن به من ترسش و پس زد. یک ساعتی توی سکوت نشستسم و من نگاهی به ساعت انداختم نزدی ک نیمه شب بود. اروم از خودم جداش کردم وگفتم من باید برم خونه ترانه ببین هیچ کس اینجا نیست توام در و قفل کن و راحت بخواب.

دوباره گریه اش شروع کرد و گفت: توروخدا نرو من میترسم چی میشه مگه یه امشب و اینجا بمون. کلافه نگاهش کردم دلمم براش میسوخت اما سحر هم توی خونه منتظرم بود. توی دوراهیه بدی گیر افتاده بودم… بالاخره دلسوزیم کار دستم داد و بیخیال رفتن شدم. باشه میمونم حالا برو توی اتاقت بخواب منم اینجا می خوابم. بیشتر بهم چسبید و لب زد، نه من میترسم همینجا کنار تو میخوابم. عجب گیری افتاده بودم.

رمان برگریزان
نویسنده : ناشناس
ژانر : عاشقانه
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 2580

دانلود رایگان رمان برگریزان اثر ناشناس

دانلود رمان برگریزان 14.12 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

نظرات بسته شده اند