دانلود رمان گناه نامدار به قلم فرشته تات شهدوست با لینک مستقیم
دانلود رمان گناه نامدار نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: فرشته تات شهدوست
تعداد صفحات: 1107
خلاصه رمان: ته تغاریم… پسری که از بین همهی پسرای من تابو شکسته و داره تکتک خط قرمزهای مادرشو رد میکنه. پسری به اسم نامدار… که شغل پرحاشیهش، این روزها تنها دغدغهی اونه. نامدارِ من، ماساژدرمانگره و چون کاربلد و زبر و زرنگه، بهش میگن معجزهگر. حالا چرا گفتم خط قرمز؟! چون گاهی مجبوره خلاف میلش، کارهایی رو انجام بده که با هدف اصلیش، یعنی درمانگری، منافات داره… و به نظرتون اون کارها چیه؟
قسمتی از متن رمان گناه نامدار
سارا با نگرانی پرسید: به نظرت تا یکی دو ساعت دیگه میرسیم؟ میثم نفس عمیقی کشید و با مکث کوتاهی جواب داد: آخر ساله و جاده ها هم غلغله ی ماشین و مسافر! اگه ترافیک امون بده رسیدیم. لحظاتی بعد، نازان از بین دو صندلی کمی خودش را جلو کشید و با شیرین زبانی دل از خاله رد: سارا گیان، به خاطر من خسته شدی. اخم نکن، میدونی که عاشقتم؟ گیان در زبان کوردی به معنی <<جان>> اخم سارا با شنیدن صدای خواهرزاده اش باز شد.
خنده اش گرفته بود. میثم با لحنی شوخ گفت: اگه مزاحمم پیاده شم؟ هیچکس اینجا نمیخوادما رو تحویل بگیره؟ سارا خندید و نازان جواب داد: تحملت میکنم شوهرخاله… اما فقط به خاطر سارا! دست هر چی فتنه هست از پشت بستی. منو بگو داشتم سنگ کیو به سینه…ناگهان چیزی با صدایی مهیب و ترسناک به شیشه ی جلو اصابت کرد! دخترها با وحشت جیغ کشیدند. میثم هول شد و فرمان را محکم چرخاند و کنار جاده روی ترمز زد.
ناباورانه به ترک های شیشه ی جلو نگاه میکردند. یکی در سمت راننده را باز کرد و میثم را با خشونت پایین کشاند. سارا با دیدن چهره ی ترسناک غریبه از حال رفت. نازان به گریه افتاد. میثم با غریبه گلاویز شده بود که در عقب باز شد. نگاه وحشتزده ی نازان به مردی افتاد که تا کمر دولا شده بود و زانویش را روی صندلی میگذاشت. دخترک جیغ کشید و با ترس عقب رفت میان این همه تقلا از حال رفت و مچ پایش با وجود پنجه های بیرحم او اسیر شد…
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.