دانلود رمان فرشتگی به قلم آشکارا با لینک مستقیم
رمان فرشتگی نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی
نویسنده رمان: آشکارا
تعداد صفحات: 386
خلاصه رمان: برای به دست آوردن قلب خانزاده، سر تنم قمار کردم اما نمیدونستم بزرگترین باخت زندگیم توی بردن دل کسی بود که بهم گفت عاشقمه؛ ولی اون هم نمیدونست که خون توی رگهام رو با جنین برادرش شریک شدم…
قسمتی از متن رمان فرشتگی
کتش را برداشت و سمت اتاق رفت؛ من یه کم استراحت می کنم شام با تو. خندید: «چشم آسا خانوم.» زندگی با نهال آسان نبود اما وقتی که تنهایی پا روی گلویش میذاشت وجود او هم موهبت محسوب میشد. تنها نقطه ی عطفشان چیزی که آنها را به هم وصل میکرد بیکسی بود. نهال هم مثل او پشت خنده ها و بی تفاوتی هایش دخترک ضعیف و تنهایی را مخفی کرده بود که دوست نداشت کسی او را ببیند. پشت میزش نشست، ناخودآگاه نگاهش سمت قاب عکسی کشیده شد که در آن مادرش را محکم بغل کرده بود.
به شدت به حس عکس احتیاج داشت، به مادرش به یک بغل و خنده ای از ته دل. صفحه ی لپتاپ روشن شد و دستهایش روی کیبورد به حرکت در آمدند. چند ثانیه ی بعد، عکس شرکت نیک خواه ها روی مانیتور قرار گرفت. ساختمان بزرگ و شیکی به نظر میرسید؛ درست لایق خانواده ی آنها. خلاصه ی بخش هایی که لازم بود بداند را گوشه ی دفترچه ای نوشت و لپتاپ را بست. هوا نسبتا تاریک شده بود و آخرین اشعه های نارنجی خورشید از گوشه پرده روی دیوار افتاده بودند.
کش و قوسی به بدنش داد و روی تخت افتاد چشم هایش تازه گرم شده بودند که چند تقه به در خورد لای پلک هایش را باز کرد. صدای نهال در راهرو می پیچید: «آسا؟ بیا شام حاضره.» تن کرختش را به سختی بلند کرد و سمت آشپزخانه راه افتاد نهال میز را از قبل چیده و ماکارونی ها را کشیده بود. لبخند محوی زد و پشت میز نشست «ممنون نهال» ظرف سالاد را وسط میز گذاشت و چشمکی زد: «خواهش میکنم.» یک چنگال از آن چشید، دست پخت نهال خوب بود اما پس از بارداری ذائقه ی متفاوتی پیدا کرده بود.
دانلود رایگان رمان فرشتگی اثر آشکارا
دانلود رمان فرشتگی 27.9 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت