دانلود رمان سایه بان آرامش به قلم بهاره.م با لینک مستقیم
رمان سایه بان آرامش نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، خانوادگی، معمایی
نویسنده رمان: بهاره.م
تعداد صفحات: 1019
خلاصه رمان: زمانی بود که خیال میکردم به قدر کافی قوی و شجاع هستم که به جنگ با سرنوشتم برم و تقدیرم رو خودم رقم بزنم. بعنوان یه دختر نوجوون انتخابهایی کردم که تا سالها روی زندگیم تاثیر گذاشت. خانوادهم رو رها کردم، شروع کردم به مستقلشدن و روی خودم تمرکز کردن. اولین قدم بزرگ زندگیم راهاندازی یه کسبکار نسبتا بزرگ با مردی بود که شناختهشده محسوب میشد؛ پولدار، جذاب، سرد، باهوش و بلندپرواز… از اون مردهای بد تو قصهها که همه دخترهای خوب عاشقش میشدند… با این تفاوت که من دختر ….
قسمتی از متن رمان سایه بان آرامش
اتاق استراحت انتهای همان راهروئیست که آشپزخانه ها در آن جای دارند. در رختکن لباس هایم را عوض میکنم، روپوش و شلوار و باندانا مخصوص کار را میپوشم؛ لباس هایی که می توانم هفت روز هفته به تن داشته باشم و خسته نشوم چون کاملاً احساس آزادی عمل به من میدهند. لباس های گشاد در چشم من شبیه لباس رزم است، با این لباس ها برای میدان نبرد هم آماده هستم…
هرچند ظاهرم را شلخته و بچگانه نشان می دهد اما همین است که هست، اینطوری دوست دارم. لبه ی پائینی صندلی تختشو را بیرون میکشم و راحت لم میدهم تا درباره ی پیامی که دیروز به دستم رسید فکر کنم. چشمهایم را میبندم و کلمه ها را به یاد می آورم که در اتاق باز میشود. اهمیت نمیدهم چه کسیست تا اینکه سایه ی سنگینی بالای سرم احساس میکنم و وقتی میگویم سنگین یعنی به معنای واقعی کلمه سنگین!
والا را که میبینم زمزمه میکنم: پناه بر خدا! بعد دوباره چشمهایم را میبندم. بلند شو ببین چه گندی زدی عقل کل! با نارضایتی و نچ نچی که از خودش یادگرفته ام چشمهایم را باز کرده و صاف مینشینم. بعضی از عادت های من را هم او برداشته، مثال بشکن زدن موقع گرفتن موضوعی. مثل شمر ذوالجوشن….کلمه ای که حامد یادم داده…بالای سرم ایستاده و با نگاهش من را می بلعد. با وجود اینکه سخت است اما در نگاهش خیره می مانم، در چشمهای قهوه ای که انگار دروازه های جهنم هستند…
دانلود رایگان رمان سایه بان آرامش اثر بهاره.م
دانلود رمان سایه بان آرامش 4.4 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت