دانلود رمان عشق سیاه به قلم آزاده رمضانی با لینک مستقیم
رمان عشق سیاه نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، تراژدی، غمگین، معمایی، پلیسی، طنز، پایان خوش
نویسنده رمان: آزاده رمضانی
تعداد صفحات: 535
خلاصه رمان: من سوزانم… تو آمدی قلبم را مال خودت کردی و بد سوزاندیم.. و من می آیم به زودی زود..قلبت را از ریشه میکنم. و تو نمی دانی من دیگر دختر ساده و ابله اون روز ها نیستم. عوض شده ام .. و تو باعثش شدی….
قسمتی از متن عشق سیاه
تا این جمله را گفتم صدای خندٔه سامان شیشه ها را لرزاند، ماشالله خنده که نیست غرش شیر است. بی حوصله روی دسته مبل ضرب گرفتم و نگاهش کردم. دلیل خنده اش را نمیدانستم و حوصلهٔ پرسیدنش را هم نمیدانستم، با خود گفتم اگر فقط کمی دیگر خندید با مشتی در بینی اش ساکتش کنم. بعد از غذا خوردن برای بار آخر نقشه را مرور کردیم و برای کمی استراحت هرکدام به اتاق خود رفتیم. باید با شرکای پدرم قرار بگذارم و نظراتشان را نسبت به کارهای پدرم وارونه کنم و همه را به سمت خود بکشم.
او بدون شرکای خود هیچی نیست و سریع برشکست می شود. در این روزها با فکر انتقام از پدر و خواهرم زندگی کردم و حالا قدمی به هدفم نزدیک شدم، فردا با شرکای پدرم قرار داشتم و فکرهای خیلی خوبی برایشان در سرم چرخ میخورد. تصمیم گرفتم که برای سر حال آمدنمان فیلمی کمدی بزارم، در طی فیلم سامان از خنده غش و ضعف می رفت و من با بینی ای چین خورده به دلقک هایی که نام خود را بازیگر گذاشته بودند خیره بودم، کم کم چشمانم گرم شد و روی مبل به خواب رفتم.
باصدای زنگ موبایلم از خواب بیدار شدم و لبخندی غیر ارادی روی لبم آمد. خوشحال بودم و این خوشحالی خواب را از سرم ربود. از تخت بلند شدم و بدون توجه به اینکه کی مرا به تخت خود آورده، به سمت حمام رفتم تا دوش بگیرم. بعد از دوش گرفتن مانتوی مشکی ام را که ظاهری رسمی داشت را پوشیدم با آرایشی کمرنگ که برای قرار های رسمی مناسب بود. کمی دلشوره داشتم و میترسیدم که اشتباه کنم اما وقتی در راه نقشه…
دانلود رایگان رمان عشق سیاه اثر آزاده رمضانی
دانلود رمان عشق سیاه 2.5 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت