ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان مهراز من به قلم فائزه_س با لینک مستقیم

رمان مهراز من نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، اجتماعی، روانشناسی 
نویسنده رمان: فائزه_س
تعداد صفحات: 282

رمان مهراز من

خلاصه رمان: در پس زمینه‌‌ی هر رفتار و فکرش پر از ندانستن‌‌ ها و نخواستن‌‌ها بود. از یک جایی مجبور شد بداند و بتواند، مهرازش آمد بر ویرانه‌‌های نمی‌دانم‌‌ها و نمیخواهم‌‌ هایش سازه‌‌ی جدیدی را بنا کرد. حضور گاه و بی‌‌گاه یکی زلزله‌‌ای به پا کرد اما او نه تنها آوار نشد بلکه خود را محکم‌‌تر از پیش ساخت…تیام دختری است که گم شده در سرزمین بایر درونی خودش! و آراد پسری است که برای پیشرفت هرچه بیشتر خود برنامه دارد و تلاش می کند!


قسمتی از متن رمان مهراز من 

روبه روی کوچه ی خوابگاهش پارک میکنم. میخواهد پیاده شود که غذا و میوه ها و داروها را به دستش میدهم. چیزی نمیگوید و میرود. اول سراغ رؤیا میروم. آرمان هنوز نیامده است. خودش را مظلوم میکند از آنها که دل آرمان زودی نرم میشود: پتو را داخل لباسشویی انداختم و میز و مبل رو ضد عفونی کردم. به آرمان نگوو. خب؟! من خوبم. آراد صبر کن! کجا میری؟ در ان یه ساعتی که پیش رویا ماندم، او از زیبایی چشمانش گفت، اینکه دوست دارد چشمان کودکش به آن درخشندگی باشد.

میگفت خیلی ارام و مهربان است. اینکه از پرسش های بسیارش فقط فهمیده هیچ وقت دوستی نداشته و ورزشکار است. اما نفهمیده چه رشته ورزشی! میگفت به او گفتم که داداش من خیلی کارش رو بلده و قابل اعتماده. فقط اون میتونه کمکت کنه. هرچند از حرف گوش نکنی رؤیا دلگیر بودم اما همان چند جمله و ارتباط با رؤیا دلگرم کننده بود. دو روز آخر هفته خبری ازش نبود و امروز در تعجب من و زیر نگاه کنجکاوانه ی دانشجویانم اواسط کلاسم آمد و در انتهایی ترین صندلی جا خوش کرد. بعد کلاس به سمتش رفتم.

فلشی را به سمتم گرفت و صدای گرفته اش بلند شد:ویرایش فصل اول تمومه. سرفه خشکی کرد. خدای من حرف زد! آن هم چند کلمه. از آستین هودی اش میگیرم و میگم پاشو همین الان بریم انتشارات. اینکه خودش به سمتم آمد نشان میدهد حضور من را پذیرفته است. در انتشارات رفتارهایش را به عنوان داده در ذهنم ثبت میکردم. اینکه بدون خواندن متنِ قرارداد قصد امضایش را داشت یعنی هم چنان نسبت به وقایع بی تفاوت است. آهسته گفتم با زمانش مشکلی نداری؟ میرسی با توجه به حجم درسهات؟ خودم امکانش را نداشتم. باید وقت میخریدم.

رمان مهراز من
نویسنده : فائزه_س
ژانر : عاشقانه، اجتماعی، روانشناسی
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 282

دانلود رایگان رمان مهراز من اثر فائزه_س

دانلود رمان مهراز من 3.81 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in