ورود به کانال تلگرام عضویت
تمامی فعالیت های رمان استور جهت نشر آثار فرهنگی مجاز، زیر نظر ساماندهی اداره ارشاد اسلامی کشور و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد

دانلود رمان هزار و سیصد و سکوت به قلم زهرا علیرضایی با لینک مستقیم

رمان هزار و سیصد و سکوت نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه
نویسنده رمان: زهرا علیرضایی 
تعداد صفحات: 1228

رمان هزار و سیصد و سکوت

خلاصه رمان: گرچه مغزم مسلسل وار دستور گریز صادر می کرد؛ اما دستم، جانِ بستنِ پنجره را نداشت. پنجره ای که ناجوانمردانه، در پس هوای یخ زده اش، رایحه ی لطیف عطر او را، مهمان اتاق کرده بود. نمی دانستم کدام از خدا بی خبری، به سلیقه ی شیرین خاطرات من، دستبرد زده و دارد آن سوی پنجره، بوی سال های گذشته را بر سر دلِ دلتنگ من می کوبد.


قسمتی از متن رمان هزار و سیصد و سکوت

چند قدم فاصله از در بزرگ ساختمان، ایستاد تا به مکالمه ی نه چندان آرامش با تلفن، ادامه بدهد. خدا را شکر کردم که در پی من نیامده است و بلافاصله با خود فکر کردم اصلاً چرا باید دنبال من بیاید؟! بین افراد این خانواده او تنها کسی بود که پیگیر من نمی شد. دست در جیب شلوار فرو بردم و به راه افتادم باید خودم را از همه دور میکردم تا آرام شوم. هنوز چند قدم نرفته بودم که از گوشه ی چشم دیدم خزان کنار دیوار آسایشگاه نقش بر زمین شد.

متعجب سر سمت او چرخاندم و دیدم که انگار همان طور گوشی به دست از حال رفته است. یک لحظه مردد ماندم تمام وجودم رفتن و بی خیال گذشتن را می خواست اگر قرار به کمک بود، آدمهای به درد بخور تر از من در دنیا زیاد بودند برادرش هم که داخل آسایشگاه بود. اگر من می رفتم کجای دنیا به هم می ریخت؟! اما تمام تلاشم برای رفتن به یک قدم نصفه نیمه خلاصه شد. آن وقت ظهر خیابان خیلی خلوت بود، اگر یکی دو رهگذر هم راهشان به او می افتاد امکان داشت…

مثل من حس هم نوع دوستی در وجودشان نجنبد یا بدتر از شرایطش به هر نحوی سوءاستفاده کنند. ایستادم و دوباره نگاهش کردم انگار بیهوش نبود، به نظر می رسید دارد برای برخاستن جان میکند. درنگ و دو دلی ام تا لحظه ای ادامه پیدا کرد که آرنج ستون کرده اش لرزید و کتف او دوباره زمین خورد. گرچه هنوز مغز بد قلقم دستور گریز می داد اما دلم نیامد دست روی دست بگذارم و شاهد عذاب کشیدن یک انسان باشم. عرض خیابان را به طرف او دویدم و به فاصله ی یک قدمی اش روی زمین به زانو نشستم. دلم نمی خواست حنجره بلرزانم و حرف بزنم اما او در شرایطی نبود که نوشته هایم را روی دفترچه بخواند.

رمان هزار و سیصد و سکوت
نویسنده : زهرا علیرضایی
ژانر : عاشقانه
ملیت : ایرانی
ویراستار : رمان استور
تعداد صفحه : 1228

دانلود رایگان رمان هزار و سیصد و سکوت اثر زهرا علیرضایی

دانلود رمان هزار و سیصد و سکوت 4.8 مگابایت فرمت PDF
برای دانلود این رمان باید عضو سایت رمان استور باشید

پس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد

عضویت در سایت ورود به سایت

برای ارسال نظر باید وارد شویدlogged in