دانلود رمان ژینو به قلم هاله بخت یار با لینک مستقیم
رمان ژینو نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، معمایی
نویسنده رمان: هاله بخت یار
تعداد صفحات: 638
خلاصه رمان: یاحا، موزیسین و استاد موسیقی جذابیه که کاملا بیپروا و بدون ترس از حرف مردم زندگی میکنه و یه روز با دیدن ژینو، دانشجوی طراحی لباس جلوی دانشگاه، همه چی عوض میشه… یاحا هر شب خواب ژینو و خودش رو میبینه در حالی که فضای خوابش انگار زمان قاجاره و همه چی به یه کابوس وحشتناک ختم میشه! حتی بهترین روانشناسها هم نمیتونن یاحا رو از شر اون کابوسهای عجیب نجات بدن…
قسمتی از متن رمان ژینو
گردنبند را دنبال کرد و دکتر با لحن آرامش بخشی گفت: آروم آروم به خواب میری… چشمات دارن گرم میشن. عضلاتت در ریلکس ترین حالت ممکنه نفسهات از همیشه منظم ترن… دم، بازدم…. ریلکس تر از همیشه… با شمارش من آروم به خواب میری سه، دو، یک… با اتمام شمارش ،او جسم و ذهن یاحا در خلسه ی عجیبی فرو رفت و دکتر گردنبند را پایین آورد. بهم بگو چی می بینی؟ سیب گلوی یاحا پایین رفت و زمان در ذهنش به عقب برگشت. انگار همه چیز درست مثل خواب شب قبلش بود به محض پراکنده شدن مردم از اطرافش بلند شده بود.
تا هویت دخترک ناشناس را بفهمد. درست مثل خواب شب قبلش که به کابوس تبدیل شد، دنبال او وارد کوچه ی باریکی شده بود و یاحا به محض ایستادن او گفت: قصد جسارت ندارم. ذهنم چند روزیه که درگیره میتونم بپرسم چه چیزی نظر بانو رو جلب کرده که اکثر روزها به تماشای پیانو نواختن من میان؟ قلبش در دهانش بود نمی دانست چطور ممکن است که قلبش برای دختری که حتی یک بار هم چهره اش را ندیده بود آنطور بتپد زمان ایستاده بود… انگار که هزار سال طول کشید تا زن روبنده ،پوش آرام به سمتش بچرخد
فقط … با شنیدن نوای این ساز عجیب احساس آرامش می کنم شما … شما بسیار زیبا می نوازید. به جان کندنی حرف دلش را به زبان آورد و ضربان قلب مرد روبرویش شدت گرفت آن زمان ها کم پیش می آمد که دختری احساسش را حتی در مورد ساز زدن یک مرد اعتراف کند. شاید خبر داشت از قندی که در دل مرد جوان ذره ذره آب میشد. قلب زخمی اش پس از مدت ها به تپش درآمده بود ولی ترس حتی لحظه ای رهایش نمی کرد. نگاه فندقی اش به اطراف چرخید و پارچه ی چادرش را بی اختیار میان مشتش فشرد.
ممکن است این رمان در حال ویراستاری باشد یا به دستور مراجع قضایی یا درخواست نویسنده حذف شده باشد.