دانلود رمان طالع اغبر به قلم یاسمن فرحزاد با لینک مستقیم
رمان طالع اغبر نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا
موضوع رمان: عاشقانه، تخیلی
نویسنده رمان: یاسمن فرحزاد
تعداد صفحات: 2815
خلاصه رمان: روایت یه درخت طلسم شدس، درختی که پدرخونده ام هر سال یک دختری رو زیر اون درخت سیاه تا سر حد مرگ کتک میزد. و بعد جسم پر از خونش رو روی یک تخته سنگ قربانی میکرد. یک مار پیتون سیاه رنگ داخلش لونه داشت، با چشمای قرمز ترسناکش! اون درخت منو فرا خوند، مار سیاه پیتون دور بدنم پیچید و من شبیه یک عروسک از داغی و فشاری که داشت به تنم میاورد مسخ شده بودم. اون هیولا با جسمم خودشو ازاد کرد و من رو به عنوان جفتش اسیر غل و زنجیر انتقامش کرد…(اغبر به معنی شوم/تاریک/غبارآلود)
قسمتی از متن رمان طالع اغبر
روی علف های زیر پاهاش زانو زد، جای گردن گوساله ای که هیچ رقمه دوست نداشت سوژه عکاسی شه بی هوا با حرص دمش رو گرفت کشید! شيدا چشم هام از حرکتش گرد شد. نمی دونستم بخندم یا دعواش کنم که حتی بلد نیست یک حیوون رو بغل بگیره صدای مای ضعیف مادرش که بلند شد تو یک ثانیه قاطی کرد و با کله اومد تو شکمم! عضلاتم تیر کشید، قبل اینکه خودم رو جمع کنم به عقب هولم داد پام لیز خورد با باسن افتادم زمین….
درد تو کمرم پیچید؛ صدای ما ما کردن گاو ماده تو محوطه میپیچید و به دنبالش گوسالهش از دست نهال فرار کرد. هين بابا خوبی؟ از دیدنم که تو یک تپه گل فرو رفته بودم دست از سر حیوونا برداشت. افرادم چیزی تا مرز پاره شدن از خنده فاصله نداشتن و نگاه غضب آلودم خفشون نمیکرد. این چه خفتیه بچه ول کن گوساله بدبخت و کشتی! نگاهی به سرو وضع کثافت شدم انداختم گونه های برجسته ش داشت سرخ میشد و لبهای قرمزش جمع شده بود تا جلوی خنده اش رو بگیره…
روبه روم ایستاده یک ثانیه تو مردمک های طوسیش غرق شدم خودم خنده ام گرفت و مجوز قهقهه بلندش رو صادر کردم. جلوی چشمام بود؛ قد کشیده خوشگل شده. دختری که یک شب تو خیابون سرمازده، لای یک پتوی کوچیک میلرزید. یادم بود کجا پیداش کردم نزدیک یک پرورشگاه ولش کرده بودن پنج سالش بود و درست نفس نمی کشید. وقتی اون شب با حال خراب پیاده شدم و دیدمش، دلم برای دست های کوچکش لرزید.
دانلود رایگان رمان طالع اغبر اثر یاسمن فرحزاد
دانلود رمان طالع اغبر 10.03 مگابایت فرمت PDFپس از عضویت دسترسی شما به دانلود همه رمان ها آزاد خواهد شد
عضویت در سایت ورود به سایت